|
| |
|
|
تمام زمانها بر حسب GMT + 4 Hours ميباشند
|
|
 |
27 دي 1386 - 17:16 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: نجاست سگ ؟!!! |
|
|
با سلام و احترام
چندی است که مسائلی در بعضی محافل علمی و غیرعلمی پیرامون سگ و نجاست آن مطرح شده است. اینجانب ضمن مطالعه بروشوری که توسط جامعه دامپزشکی حیوانات کوچک به ریاست جناب آقای دکتر سید جاوید آل داوود تهیه و منتشر شده است و دیگر منابع و سوال از عالمان دین نتیجه مطالعه مقدماتی را به این شرح تقدیم می دارم : (ضمناْ مصرانه خواستار مشارکت همه دوستان در این زمینه هستم تا به یک نتیجه منطقی و با استدلال در مورد این حیوان برسیم. صمیمانه منتظر ارائه نظرات اساتید و همکاران و دانشجویان و کلیه علاقه مندان این موضوع هستم.)
۱ - در خصوص بروشور تهیه شده توسط جامعه دامپزشکی حیوانات کوچک (ضمن احترام به اين جامعه و تشكر و تقدير از زحمات و حسن نيت استاد ارجمندم جناب آقاي دكتر آل داوود) متاسفانه باید بگویم که مطالب با هم خلط شده و موضوع نجاست سگ و نگهداری آن در منزل که باید بطور مجزا بررسی شود بهم ربط داده شده اند که قیاس مع الفارق است. ضمن آنکه در هر یک از موضوعات نیز متاسفانه استدلالهای مورد اشاره ضعیف و بعضا بدون ارتباط با موضوع اصلی است.
۲ - در خصوص نجاست سگ اینجانب از دفتر آیت الله خامنه ای و آیت الله مکارم شیرازی استفتاء نمودم که نتیجه آن به این شرح است :
سوالات مطرح شده شامل این دو مورد بود : ۱ - آیا سگ نجس است؟ ۲ - نگهداری آن در منزل اشکال شرعی دارد؟
پاسخ دفتر رهبری : ۱ - نجس است. ۲ - فی نفسه اشکال ندارد.
پاسخ دفتر آقای مکارم شیرازی : ۱ - نجس است. ۲ - اگر سگ نگهبان باشد اشکال ندارد.
۳ - از دفتر حجه الاسلام شیخ حسین انصاریان هم در مورد احادیث وارده سوال کردم که پاسخ آن عیناْ به این شرح است :
اولا نجاست سگ مورد اتفاق و اجماع همه مسلمین از هر فرقه و مذهبی می باشد و همین اجماع و اتفاق کل بر نجاست سگ بزرگترین دلیل فقهی و علمی مسئله می باشد، زیرا همانطور که در فقه اسلامی بحث شده است چنین اجماعات واتفاقاتی هرگز نمی تواند برخواسته از یک تبانی ظاهری بوده باشد بلکه ریشه در سنت رسولخدا وامامان معصوم ما دارد.
ثانیا: قرآن کریم به صراحت کامل امر بسیاری از احکام شرعی و مسایل دینی را به رسول خودش محول فرموده و در دهها آیه قرآن بصراحت کامل فرموده است از خدا و رسولخدا اطاعت کنید و در سوره حشر آیه 9 بصراحت می فرماید: « وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» بنابر این احادیث و روایات شریفه پیامبر خدا و جانشینان به حق آنحضرت نیز دومین مستند ما در بیان احکام شرعی خواهد بود.
ثالثا: احادیث و روایاتی که از پیامبر و دیگر امامان معصوم ما پیرامون نجاست سگ و دوری جستن از آن به ما رسیده است بقدریسی زیاد است که هرگز نمی توان در اعتبار و قطعیت آنها اشکال کرد و با وجود چنین ادله قاطعی برای هیچ مسلمان و مومنی جای هیچ شک و شبهه ای باقی نخواهد گذاشت و اینک به چند حدیث معتبر اشاره و بسنده می کنیم.
1. ان الکلب رجس نجی؛ همانا سگ پلید و نجس است.
2. ان الله لم یخلق خلقا انجس من الکلب؛ همانا خداوند نیافرید خلقی را که نجس تر از سگ باشد.
3. ان اصاب ثوبک من الکلب رطوبه فاغسله؛ هرگاه رطوبتی از سگ به لباس شما برخورد کرد پس حتما آنرا بشوئید.
4. سالته عن الکلب یشرب من الماء قال: اغسل الاناء؛ از امام معصوم (ع) سوال کردم اگر سگی از ظرفی آب بیاشامد وظیفه چیست؟ آنحضرت فرمود: لازم است ظرف را بشوئید و البته احادیث و روایات معتبره که فقها عظام بر طبق آنها فتوا به نجاست سگ داده اند بیش از اینها است که حضرتعالی می توانید به کتاب وسایل الشیعه باب 1 نجاسات مراجعه فرمائید.
----------------------------------
باز هم عرض میکنم که اینجانب در آینده نزدیک تحقیق مفصلی در این باره انجام خواهم داد و نتیجه آنرا منتشر خواهم نمود و از همه همکاران عزیزم تقاضا میکنم اینجانب را در این امر یاری نمایند. لذا به این مقدار بسنده نمی کنم. صمیمانه منتظر ارائه نظرات همه همکاران محترم هستم.
ضمناْ لازم است اشاره کنم که نجاست سگ یک مسئله است و نگهداری آن در منزل یک مسئله دیگر و کاملاْ مجزا و نباید این دو را با هم مخلوط نمود!!! |
|
| |
|
|
 |
29 دي 1386 - 3:38 |
 |
نويسنده |
پيام |
سيد جاويد آل داود كاربر عادي

عضو شده در: 29 دي 1386 پست: 2
|
| عنوان: تعصب در اسلام جايي ندارد! |
|
|
برادر ارجمند جناب آقاي دكتر لطفي زاده
از توجه و لطف شما ممنونم
اما لازم است قبل از هر چيز بگويم كه اين برشوري كه فرموديد ربطي به جامعه دامپزشكان حيوانات كوچك نداشته است. اگر مجدد به آن نگاه كنيد اين برشور خلاصه يك پايان نامه بوده كه در دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهركرد به راهنمايي بنده و مشاورت نماينده محترم ولي فقيه در اين استان انجام شده و با نمره 20 دفاع گرديده است.
اين خلاصه كه از نام آن معلوم است كه تمامي مطالب در آن نيست چون به صورت خلاصه آمده است به همت انجمن حمايت از حيوانات ايران منتشر شد تا راهگشايي باشد براي باب احكام اسلامي. در اينجا من پاسخي كه به يك وب سايت تحت عنوان گفتمان قرآن داده ام برايتان كپي مي كنم تا شايد دوستان به اصل موضوع توجه كنند.
لازم است به اين نكته اشاره كنم كهاستفتاپات تمام مراجع حاضر در پايان نامه آمده و البته استناد ما به گفته اين مراجع محترم نبوده است زيرا هيچكدام منبع اسلامي معتبري براي اشاره به موضوع سگ ارايه نكردند.
در اينجا متن پاس را كپي مي كنم. البته اين متن خطاب به سوالات تخصصي سايت مذكور در مورد اين بحث است و ممكن است بعضي مطالب به سوالات شما مربوط نباشد.
ب تشكر
اينجانب به عنوان استاد راهنماي مطالعه مذكور در مورد نجاست سگ كه به مشاورت نماينده ولي فقيه در يكي از شهرستان ها و يكي از اساتيد متخصص بهداشت مواد غذايي دانشگاه آزاد انجام شده است نكاتي را توضيح دهم. اين مطالعه در نوع خود كم سابقه است و يكي از آرزوهاي امام خميتي (ره) را براي نزديكي حوزه و دانشگاه تحقق بخشيده است. البته موضوع در باب علوم جديد و قديم هر دو سير مي كند و لازم بود از هر دو گروه عالم براي اين تحقيق استفاده شود.
در ضمن در باب اين رساله دو بار از تمامي مراجع تقليد استفتا شده كه استفتائات موجود است و هيچكدام به روايات مطرح شده در اين سايت اشاره نكردند كه علت يا عدم اطلاع آنها بوده (كه غير ممكن است) و يا غير معتبر بودن اين احاديث بوده است كه در زير توضيح خواهم داد.
با توجه به مطالبي كه در وب سايت شما ديدم و اشاراتي كه در برخي نشريات آمده بود لازم دانستم براي خوانندگان شما نكاتي را توضيح دهم. اميد است كه رعايت انصاف و زمينه كار براي هر انتقادي رعايت و فراهم شود.
بديهي است منبع اصلي ما قرآن است و ما معتقديم كه قرآن آخرين پيام الهي به انسان است و دستورات آن به شكلي تنظيم شده كه براي انسان تا پايان جهان قابل استناد باشد. بنابر اين فرض حضرتعالي مبني بر اين كه ممكن است مطلبي در قرآن ذكر نشده باشد از ديدگاه اسلامي نوعي شرك به حساب مي آيد. اين مطلب به اين معناست كه اگر كسي نتواند مطلبي را در قرآن بيابد دليل اين نيست كه چيزي ذكر نشده باشد.
بر خلاف ادعاي شما در قرآن در سه سوره از سگ نام برده كه در خلاصه رساله اي كه به دست شما رسيده نيز آمده است. سوره كهف كه از مشهور ترين سوره ها در مورد سگ است به روشني سگ را تنها حيوان همدم و همراه مردان خدا دانسته است. آيا خدا نمي توانست مثلا يكي از گوسفندان آن چوپان را همراه خداپرستان كند؟ آيا ذكر نام سگ در اين باب تصادفي بوده و يا خدا به نجس بودن سگ آگاه نبوده كه آن را در كنار خداپرستان ننشاند و همچون آنان بر او معجزه خود را به جهت زنده ماندن در ساليان دراز مذكور اعمال نكند؟ اين ها نكاتي است كه خداوند بي حكمت در قرآن نياورده و خواننده اگر تخصص لازم را داشته باشد حتما از اين نكته درس مي گيرد.
اما در مورد سوره اي كه شما نيز نام سگ را در آن ديده بوديد و آن در مورد احكام شكار است نيز دوباره خداوند خواسته است كه به پاك بودن بزاق سگ و تماس آن حتي با ماده غذايي انسان تاكيد كند. آيا خداوند نمي توانست حيوان ديگري مثل پرندگان شكاري كه در آن زمان براي شكار استفاده مي شد را مثال بزند؟ خداوند چه اصراري داشته كه اينجا سگ را مطرح كند و پاك و جايز بودن شكاري كه سگ به آن دهن زده را تاكيد كند؟ در اينجا تنها عنوان شده كه اگر سگ از آن خورده بود شما نخوريد. علت اين امر هم به لطف و مهرباني خداوند بازمي گردد. يعني سگي كه تا اين حد گرسته بوده كه شكار را خورده نبايد از خوردن باقي غذا او را منع كنيد و از دهان سگ لقمه را بگيريد.
اگر قرآن را قانون اسلام در نظر بگيريم، روايات پيامبر مانند آيين نامه هاي اجرايي قانون است. يعني هيچگاه پيامبر روايتي ندارد كه بر خلاف متن قرآن يا بدعت جديدي در اسلام باشد. پيامبر در روايات خود نكات قرآن را تفسير و براي مردمي كه توان درك مطالب قرآن را نداشتند با زبان ساده بيان مي كند. همچنين اعمال و كردار ايشان نيز كه در روايات آمده همگي آيينه اي از قرآن است سراسر معني و نكته.
پيامبر اكرم در صدها روايتي كه از ايشان نقل گرديده است هيچگاه به نجس بودن سگ اشاره نداشتند و اين دليلي بر فقدان وجود چنين دستوري در اسلام است. حتي بر خلاف ادعاي برخي غير حرفه اي، پيامبر در روايت صحيحه اي كه سعدي نيز آن را به نظم در آورده از بخشش گناه يك انسان گناهكار در عوض آب دادن به يك سگ تشنه خبر داده است. اين كلام نشان مي دهد كه نظر لطف خداوند براي آب و غذا دادن به حيوانات به خصوص سگ بسيار قوي و مشخص بوده و اگر سگ حيوان نجسي بود لااقل پيامبر در اين روايت اشاره به آن مي كرد.
از آنجا كه هر قانون آيين نامه اجرايي و هر آيين نامه اجرايي يك يا چند دستور العمل براي توضيح جزئيات بايد داشته باشد. در واقع مي توان روايات ائمه را به اين دستورات تشبيه كرد كه علي القاده نبايد مغايرت با متن قرآن داشته يا بدعت در دين باشد.
با بررسي روايات ائمه مي بينيم كه روايات زيادي در مورد سگ وجود ندارد. در روايتي منسوب به حضرت علي (ع) ده صفت سگ با عابدان و زاهدان مقايسه شده و امام فرمودن كه اگر كسي اين ده صفت را داشته باشد از زاهدان و عابدان است.
البته در روايتي از امام معصوم نام سگ و نجاست آمده و آن تنها اشاره به غذايي دارد كه بخشي از آن را سگ خورده باشد. در واقع اين روايت توضيحي است براي آيه اي كه در مورد نيم خورده سگ شكاري قبلا گفته شد.
اما در مورد اشارات و رواياتي كه نويسنده محترم در پاسخ به اين تحقيق اشاره كرده اند و خوشبختانه به معتبر نبودن برخي از آنها شخصا نيز اشاره كرده اند.
همانگونه كه اشاره شد رواياتي را مي توان پذيرفت كه بر خلاف قرآن و روايات پيامبر و ائمه نباشند. پس به نظر مي رسد اگر شخصي (كه البته ناشناس است) از قول شخص ديگري (كه آن هم ناشناس است) از نفرات ديگر چيزي را نقل كرده كه نهايتا بعد از چندين روايت قرار است به يكي از ائمه منسوب شود، بديهي است كه بايد در صحت آن شك كرد.
همه ما ميدانيم كه شيعه مذهبي پوياست و اين پويا بودن باعث حسادت بسياري از اديان و مذاهب ديگر بوده است و فريبكاري هاي زيادي براي انحراف شيعه از ابتداي تاريخ شيعه تاكنون بكار رفته است. حتي برخي اديان از قبيل يهود تلاش كرده اند برخي قوانين خود را با جعليات وارد اسلام كنند تا آن را خدشه دار كنند. اگر در رساله مذكور بقيه اديان بررسي شده و اين نكته كه در يهود سگ پليد دانسته مي شود ذكر شده است به اين دليل بوده كه خوانندگان محترم رساله به توطئه برخي فريبكاران پي ببرند.
گر چه تاكنون اين افكار توسط برخي قدرتمندان دين از آن زدوده شده ولي بايد هميشه خطر آن را گوشزد كرد.
در مورد پويايي شيعه بايد تنها به دو موضوع كه در سال هاي اخير شاهد آن بوديم اشاره كرد. زماني كه دشمنان ما به بهانه حرام بودن ماهيان غضروفي درياي خزر (ازون برون) داشتند منابع ما را به تاراج مي بردند اين امام بود با توجه به منابع علمي و استدلال متخصصين اين ماهي را حلال اعلام كرد. و همين بود در مورد بازي شطرنج.
پس نبايد از تغيير احكام و پويايي مذهب خودمان ترسي به دل راه دهيم، بلكه بايد تمامي ايده ها را در اين زمينه ارج نهيم. |
|
| |
|
|
 |
29 دي 1386 - 3:38 |
 |
نويسنده |
پيام |
سيد جاويد آل داود كاربر عادي

عضو شده در: 29 دي 1386 پست: 2
|
| عنوان: تعصب در اسلام جايي ندارد! |
|
|
برادر ارجمند جناب آقاي دكتر لطفي زاده
از توجه و لطف شما ممنونم
اما لازم است قبل از هر چيز بگويم كه اين برشوري كه فرموديد ربطي به جامعه دامپزشكان حيوانات كوچك نداشته است. اگر مجدد به آن نگاه كنيد اين برشور خلاصه يك پايان نامه بوده كه در دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهركرد به راهنمايي بنده و مشاورت نماينده محترم ولي فقيه در اين استان انجام شده و با نمره 20 دفاع گرديده است.
اين خلاصه كه از نام آن معلوم است كه تمامي مطالب در آن نيست چون به صورت خلاصه آمده است به همت انجمن حمايت از حيوانات ايران منتشر شد تا راهگشايي باشد براي باب احكام اسلامي. در اينجا من پاسخي كه به يك وب سايت تحت عنوان گفتمان قرآن داده ام برايتان كپي مي كنم تا شايد دوستان به اصل موضوع توجه كنند.
لازم است به اين نكته اشاره كنم كهاستفتاپات تمام مراجع حاضر در پايان نامه آمده و البته استناد ما به گفته اين مراجع محترم نبوده است زيرا هيچكدام منبع اسلامي معتبري براي اشاره به موضوع سگ ارايه نكردند.
در اينجا متن پاس را كپي مي كنم. البته اين متن خطاب به سوالات تخصصي سايت مذكور در مورد اين بحث است و ممكن است بعضي مطالب به سوالات شما مربوط نباشد.
ب تشكر
اينجانب به عنوان استاد راهنماي مطالعه مذكور در مورد نجاست سگ كه به مشاورت نماينده ولي فقيه در يكي از شهرستان ها و يكي از اساتيد متخصص بهداشت مواد غذايي دانشگاه آزاد انجام شده است نكاتي را توضيح دهم. اين مطالعه در نوع خود كم سابقه است و يكي از آرزوهاي امام خميتي (ره) را براي نزديكي حوزه و دانشگاه تحقق بخشيده است. البته موضوع در باب علوم جديد و قديم هر دو سير مي كند و لازم بود از هر دو گروه عالم براي اين تحقيق استفاده شود.
در ضمن در باب اين رساله دو بار از تمامي مراجع تقليد استفتا شده كه استفتائات موجود است و هيچكدام به روايات مطرح شده در اين سايت اشاره نكردند كه علت يا عدم اطلاع آنها بوده (كه غير ممكن است) و يا غير معتبر بودن اين احاديث بوده است كه در زير توضيح خواهم داد.
با توجه به مطالبي كه در وب سايت شما ديدم و اشاراتي كه در برخي نشريات آمده بود لازم دانستم براي خوانندگان شما نكاتي را توضيح دهم. اميد است كه رعايت انصاف و زمينه كار براي هر انتقادي رعايت و فراهم شود.
بديهي است منبع اصلي ما قرآن است و ما معتقديم كه قرآن آخرين پيام الهي به انسان است و دستورات آن به شكلي تنظيم شده كه براي انسان تا پايان جهان قابل استناد باشد. بنابر اين فرض حضرتعالي مبني بر اين كه ممكن است مطلبي در قرآن ذكر نشده باشد از ديدگاه اسلامي نوعي شرك به حساب مي آيد. اين مطلب به اين معناست كه اگر كسي نتواند مطلبي را در قرآن بيابد دليل اين نيست كه چيزي ذكر نشده باشد.
بر خلاف ادعاي شما در قرآن در سه سوره از سگ نام برده كه در خلاصه رساله اي كه به دست شما رسيده نيز آمده است. سوره كهف كه از مشهور ترين سوره ها در مورد سگ است به روشني سگ را تنها حيوان همدم و همراه مردان خدا دانسته است. آيا خدا نمي توانست مثلا يكي از گوسفندان آن چوپان را همراه خداپرستان كند؟ آيا ذكر نام سگ در اين باب تصادفي بوده و يا خدا به نجس بودن سگ آگاه نبوده كه آن را در كنار خداپرستان ننشاند و همچون آنان بر او معجزه خود را به جهت زنده ماندن در ساليان دراز مذكور اعمال نكند؟ اين ها نكاتي است كه خداوند بي حكمت در قرآن نياورده و خواننده اگر تخصص لازم را داشته باشد حتما از اين نكته درس مي گيرد.
اما در مورد سوره اي كه شما نيز نام سگ را در آن ديده بوديد و آن در مورد احكام شكار است نيز دوباره خداوند خواسته است كه به پاك بودن بزاق سگ و تماس آن حتي با ماده غذايي انسان تاكيد كند. آيا خداوند نمي توانست حيوان ديگري مثل پرندگان شكاري كه در آن زمان براي شكار استفاده مي شد را مثال بزند؟ خداوند چه اصراري داشته كه اينجا سگ را مطرح كند و پاك و جايز بودن شكاري كه سگ به آن دهن زده را تاكيد كند؟ در اينجا تنها عنوان شده كه اگر سگ از آن خورده بود شما نخوريد. علت اين امر هم به لطف و مهرباني خداوند بازمي گردد. يعني سگي كه تا اين حد گرسته بوده كه شكار را خورده نبايد از خوردن باقي غذا او را منع كنيد و از دهان سگ لقمه را بگيريد.
اگر قرآن را قانون اسلام در نظر بگيريم، روايات پيامبر مانند آيين نامه هاي اجرايي قانون است. يعني هيچگاه پيامبر روايتي ندارد كه بر خلاف متن قرآن يا بدعت جديدي در اسلام باشد. پيامبر در روايات خود نكات قرآن را تفسير و براي مردمي كه توان درك مطالب قرآن را نداشتند با زبان ساده بيان مي كند. همچنين اعمال و كردار ايشان نيز كه در روايات آمده همگي آيينه اي از قرآن است سراسر معني و نكته.
پيامبر اكرم در صدها روايتي كه از ايشان نقل گرديده است هيچگاه به نجس بودن سگ اشاره نداشتند و اين دليلي بر فقدان وجود چنين دستوري در اسلام است. حتي بر خلاف ادعاي برخي غير حرفه اي، پيامبر در روايت صحيحه اي كه سعدي نيز آن را به نظم در آورده از بخشش گناه يك انسان گناهكار در عوض آب دادن به يك سگ تشنه خبر داده است. اين كلام نشان مي دهد كه نظر لطف خداوند براي آب و غذا دادن به حيوانات به خصوص سگ بسيار قوي و مشخص بوده و اگر سگ حيوان نجسي بود لااقل پيامبر در اين روايت اشاره به آن مي كرد.
از آنجا كه هر قانون آيين نامه اجرايي و هر آيين نامه اجرايي يك يا چند دستور العمل براي توضيح جزئيات بايد داشته باشد. در واقع مي توان روايات ائمه را به اين دستورات تشبيه كرد كه علي القاده نبايد مغايرت با متن قرآن داشته يا بدعت در دين باشد.
با بررسي روايات ائمه مي بينيم كه روايات زيادي در مورد سگ وجود ندارد. در روايتي منسوب به حضرت علي (ع) ده صفت سگ با عابدان و زاهدان مقايسه شده و امام فرمودن كه اگر كسي اين ده صفت را داشته باشد از زاهدان و عابدان است.
البته در روايتي از امام معصوم نام سگ و نجاست آمده و آن تنها اشاره به غذايي دارد كه بخشي از آن را سگ خورده باشد. در واقع اين روايت توضيحي است براي آيه اي كه در مورد نيم خورده سگ شكاري قبلا گفته شد.
اما در مورد اشارات و رواياتي كه نويسنده محترم در پاسخ به اين تحقيق اشاره كرده اند و خوشبختانه به معتبر نبودن برخي از آنها شخصا نيز اشاره كرده اند.
همانگونه كه اشاره شد رواياتي را مي توان پذيرفت كه بر خلاف قرآن و روايات پيامبر و ائمه نباشند. پس به نظر مي رسد اگر شخصي (كه البته ناشناس است) از قول شخص ديگري (كه آن هم ناشناس است) از نفرات ديگر چيزي را نقل كرده كه نهايتا بعد از چندين روايت قرار است به يكي از ائمه منسوب شود، بديهي است كه بايد در صحت آن شك كرد.
همه ما ميدانيم كه شيعه مذهبي پوياست و اين پويا بودن باعث حسادت بسياري از اديان و مذاهب ديگر بوده است و فريبكاري هاي زيادي براي انحراف شيعه از ابتداي تاريخ شيعه تاكنون بكار رفته است. حتي برخي اديان از قبيل يهود تلاش كرده اند برخي قوانين خود را با جعليات وارد اسلام كنند تا آن را خدشه دار كنند. اگر در رساله مذكور بقيه اديان بررسي شده و اين نكته كه در يهود سگ پليد دانسته مي شود ذكر شده است به اين دليل بوده كه خوانندگان محترم رساله به توطئه برخي فريبكاران پي ببرند.
گر چه تاكنون اين افكار توسط برخي قدرتمندان دين از آن زدوده شده ولي بايد هميشه خطر آن را گوشزد كرد.
در مورد پويايي شيعه بايد تنها به دو موضوع كه در سال هاي اخير شاهد آن بوديم اشاره كرد. زماني كه دشمنان ما به بهانه حرام بودن ماهيان غضروفي درياي خزر (ازون برون) داشتند منابع ما را به تاراج مي بردند اين امام بود با توجه به منابع علمي و استدلال متخصصين اين ماهي را حلال اعلام كرد. و همين بود در مورد بازي شطرنج.
پس نبايد از تغيير احكام و پويايي مذهب خودمان ترسي به دل راه دهيم، بلكه بايد تمامي ايده ها را در اين زمينه ارج نهيم. |
|
| |
|
|
 |
29 دي 1386 - 17:10 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: پاسخي براي نجاست سگ!!! |
|
|
با سلام و احترام
اولاً خرسندی خود را از ابراز پاسخ جناب آقای دکتر آل داوود که اینجانب افتخار شاگردی ایشان را داشته و دارم اعلام میدارم که یک استاد دانشگاه اینگونه محبت فرموده و پاسخ شاگرد کوچک خود نظیر بنده را داده است. بر اساس آنچه ایشان فرمودند اینجانب هم بشدت معتقدم که در این مسئله باید جانب انصاف را رعایت نمود. ضمن تشکر از استاد ارجمندم و دعوت از همه علاقه مندان علم و معرفت به شرکت در این بحث نکاتی را در مورد پاسخ جناب آقای دکتر آل داوود جسارتاً به عرض می رسانم که امیدوارم به روشن شدن این موضوع کمک کند :
1 - حقیر به اشتباه نام جامعه دامپزشکی حیوانات کوچک را ذکر کردم که از تذکر بجای استاد گرامی خود تشکر و اصلاح می کنم که بروشور مذکور مربوط به انجمن حمایت از حیوانات بوده است. گرچه مسئولیت هر دو تشکل بر عهده استاد گرانقدرمان است.
2 - در مورد آنکه فرمودید هیچکدام از مراجع معظم منبع اسلامی معتبری برای اشاره به موضوع سگ ارائه نکردند توجه شما را به جلد اول کتاب معتبر وسایل الشیعه باب نجاسات و بخصوص باب فی نجاسات الکلب و الخنزیر جلب می کنم. هرچند که منابع دیگری هم وجود دارد که مستلزم تحقیق بیشتری است و در آینده به عرض مبارک خواهم رساند.
3- همانطور که شما هم فرمودید ارتباط حوزه و دانشگاه بسیار مغتنم و آرزویی به حق است و لذا اینجانب پیشنهاد میکنم انجمن حمایت از حیوانات میزگردی در این خصوص با دعوت از متخصصین و محققین حوزه و دانشگاه برگزار نماید که مطمئناً نتیجه آن مفید خواهد بود.
4- آنچه جنابعالی در مورد عدم ذکر بعضی مطالب در قرآن و تعبیر اینجانب به شرک کردید حقیقتاً باعث تعجب است. توجه شما را در این زمینه به این نکته جلب می کنم که اتفاقا بسیاری از مسائل در قرآن به وضوح ذکر نشده و یا اصلاً مطرح نگردیده است و از وجود مقدس معصومین سلام الله علیهم به ما رسیده است و این دقیقاً متن حدیث ثقلین است که رسول خدا فرمود : من کتاب خدا و عترتم (اهل بیتم) را در میان شما به یادگار میگذارم و ایندو هرگز از هم جدا نمی شوند...) قطعاً توجه دارید که عدم جدایی کتاب خدا از اهل بیت و بالعکس دقیقاً اشاره به همین موضوع است که در کنار قرآن و برای فهم آن کاملاً نیاز به وجود مقدس معصومین علیهم السلام احساس میشود و نه تنها این مسئله شرک نیست که عین توحید است و تفسیر و معنای این آیه است : که اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم ...
کتاب خدا یک هدایتگر است و مفسرین الهی همانطور که امیر مؤمنان هم فرمودند آیات را تفسیر می کنند و متشابه و ناسخ و منسوخ آن را بیان میدارند. بطور مثال نمازی که ما میخوانیم مگر از حیث تعداد رکعات و کیفیت آن در قرآن ذکر شده است. واضح است که نیازی به اینکار نبوده چرا که در کنار کلام الهی مفسر آن که همانا رسولخدا و ائمه اطهار علیهم السلام بوده اند به عنوان معلمین بشریت حضور داشته و دارند و روش و آن آئین نامه اجرایی که شما هم اشاره فرمودید به انسانها می آموزند و ابلاغ می نمایند.
5- من عرض نکردم که در قرآن از سگ نام برده نشده بلکه من گفتم در قرآن اشاره ای به نجاست سگ نشده است. سوال شما در مورد اصحاب کهف کاملاً پاسخ روشنی دارد ؟ سگ همراه اصحاب کهف نگهبان آنها بوده و انسانهای امروزی هم هیچیک از گوسفندی که شما آنرا سوال کرده بودید به عنوان نگهبان استفاده نمی کنند و همیشه سگ را به عنوان نگهبان گله برمی گزینند و این کاملاً واضح است که سگ با آنان در آن موقعیت حساس و آنهم در مخفیگاه و غار همراه باشد نه گوسفند!!!
6- سوال دیگر شما هم واقعاً جای تعجب دارد!!! مگر هر چیز نجسی با شما باشد خلاف خداپرستی است که شما مطرح فرمودید که چون سگ با خداپرستان بوده پس نتیجه میگیریم که سگ نجس نیست! همه خداپرستان عالم روزانه در بدن خود در قلب و رگهایشان و در مثانه و روده انواع و اقسام نجاسات را حمل می کنند. مگر این مسئله با خداپرستی آنها منافاتی دارد؟ اینکه سگ (ولو نجس باشد) همراه کسی باشد چه ربطی به خداپرستی او دارد؟ (اینجاست که عرض میکنم از هر دلیل ضعیفی نباید برای اثبات آنچه دوست داریم به آن برسیم استفاده کنیم)
7- اما در مورد آیه 4 سوره مائده که شما اشاره فرمودید یا این آیه را کامل مطالعه نفرموده اید یا دقت کاملی در آن نداشته اید! این آیه با یک سؤال شروع میشود. وقتی مردم آن زمان از پیغمبر در مورد صیدی که توسط حیوانات انجام میشود می پرسند خداوند این آیه را نازل می فرماید. این آیه به هیچ وجه بحث نجاست یا طهارت سگ را مطرح نمی کند.(باز تأکید می کنم دقت بفرمایید) این آیه بر روی حلال بودن آنچه سگ آنرا شکار کرده بحث میکند. قصد شما اینست که این مسئله را به عدم نجاست سگ ربط دهید در حالی که در این آیه اصلاً چنین چیزی نیامده است. در این آیه کلمه جوارح که مفرد آن جرح است آمده و اشاره به همه نوع صیاد دارد از سگ گرفته تا پرندگان شکاری اما پس از آن چون قید مکلبین به معنای تربیت کننده سگان آمده است مفسرین و فقهای شیعه بر اساس این مسئله تنها شکاری که توسط سگ آنهم برای انسان شکار شده باشد را حلال می دانند ولو اینکه مرده باشد و بعد شما به سر شکار برسید(مشروط بر اینکه نام خدا را بر زبان در موقع فرستادن سگ جاری ساخته باشید) البته اهل تسنن نظر دیگری دارند و این آیه را علاوه بر سگ به پرندگان شکاری هم تفسیر می کنند. به همین دلیل هم در فقه شیعه تنها شکار سگ به شرط آنکه سگ از آن نخورده باشد(به دلیل آن است که در آیه قید علیکم آمده است) حلال است و این به آن معنا است که اگر سگ تعلیم دیده باشد شکار را نمی خورد و آنرا برای شما نگه میدارد و اگر شکار را برای خودش انجام دهد از آن میخورد. میبینید که اصلاً موضوع آیه چیز دیگری است و ربطی به نجاست سگ ندارد!!! اگر مایل باشید خوب است در این خصوص به تفسیر المیزان و تفسیر نمونه به ترتیب جلد 5 و 4 مراجعه نمایید. ضمناً می دانید که شکار وقتی توسط سگ گرفته میشود که همینطوری خورده نمی شود که شما بگویید بزاق سگ به آن خورده است. آنرا می شویند و بعد کباب می کنند و یا می پزند. پس تماسی بین بزاق سگ و آنچه می خوریم برقرار نمی شود.
8- من متوجه نشدم با چه مدرکی شما فرمودید که پیامبر در صدها روایت هیچگاه به نجس بودن سگ اشاره نکرده اند!!! اولاً روایاتی که از پیامبر نقل شده بیش از صدها است که ذکر فرمودید. ثانیاً فقط منبع ما روایت پیامیر نیست بلکه امامان معصوم هم در حکم همین قضیه اند. مگر نه اینکه (کلهم نور واحد) ؟!!! ضمن آنکه حتماً توصیه می کنم به باب نجاسات جلد اول کتاب وسایل الشیعه مراجعه کنید تا بعضی از این روایاتی که می فرمایید وجود ندارد را مشاهده بفرمایید!!!
9- من نمی دانم چرا سعی دارید دائم دلایل ضعیف را پایه استدلال برای اثبات عدم نجاست سگ قرار دهید. آخر چه ربطی بین نجاست و آب و غذا دادن به سگ و بخشش گناه است. این دقیقاً یک قیاس مع الفارق است. اصلاً این دو موضوع ربطی به هم ندارد. شما فرموده اید که اگر سگ نجس بود پیامبر در آن روایت به این موضوع اشاره می فرمود!!! خوب نمی دانم شاید ما باید تعیین کنیم که پیامبر خدا چه چیزی را در کلام خود بگوید!!! وقتی مسئله ای در جایی موضوعیت ندارد چرا باید انتظار طرح آن را داشت. (هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!!!)
10- در مورد اینکه فرموده اید (با بررسی روایات ائمه می بینیم که روایات زیادی در مورد سگ وجود ندارد) من که نفهمیدم این را ملاک چه چیزی قرار دادید؟ اولاً اگر روایات زیادی نداریم (که من معتقدم در حد این موضوع اتفاقاً داریم و تا زیاد را چه معنا کنید؟!) شما در همین چند پاراگراف کوتاه به چند روایت اشاره نمودید که خود گویای آن است که اتفاقاً روایات قابل توجهی در این زمینه موجود است. ثانیاً اینکه امام علی علیه السلام صفات سگ را الگوی انسان قرار داده اند نه تنها دلیل بر عدم نجاست سگ نیست که باز هم این موضوع اصلاً ربطی به مسئله نجاست ندارد. کما اینکه هر چیز نجسی لزوم مضر نیست و فوایدی دارد. از فواید سگ آنکه حتی می تواند الگوی انسان باشد. مگر نه اینکه شراب نجس است ؟ اما فوایدی هم دارد. مگر نه اینکه خون نجس است اما فوایدی هم دارد. می بینید که الگو قرار گرفتن یا فایده داشتن هر چیز شرط لازم و کافی برای عدم نجاست آن نیست و باز هم باید بگویم که این دو مسئله اصلاً به هم ارتباطی ندارد!
11- نکته مهم دیگر آنکه شما نفرمودید که پس روایاتی که حقیر از کتاب وسایل الشیعه و به نقل از دفتر آقای انصاریان مطرح نمودم پس چیست و چه جایگاهی دارد؟
12- در مورد پویایی فقه شیعه شکی نیست اما باید توجه داشته باشیم که در مسئله شطرنج موضوع آن عوض شد. یعنی شرط موضوعی آن که قمار بود اگر برطرف شد آنوقت حلیت می یابد و یا اگر وجود فلس به اثبات رسید حلیت اوزون برون تأیید میشود گرچه که بعضی از فقها هنوز هم چنین نظری ندارند! آیا در مورد نجاست سگ هم دلیل علمی وجود دارد یا موضوعیت سگ عوض شده است. اگر موضوعیت سگ عوض شود نظیر قوچک که موضوع آن قبلاً مطرح شده بود آنوقت می توان راجع به آن اظهار نظری خلاف آنچه تاکنون مرسوم بوده نمود.
13- تغییر احکام با پویایی مذهب دو چیز متفاوت است. امیدوارم این را به اشتباه لفظی مطرح فرموده باشید. چون هیچیک از احکام و سنن اسلامی تغییر نمی یابند. همانطور که نص صریح قرآن می فرماید که سنت الهی تبدیل و تغییر پذیر نیست. اما اگر بر اثر تحقیق (پویایی مذهب) و به دست آمدن زوایایی جدید موضوعیت یک حکم عوض شود آنوقت حکم قبلی نسخ میگردد. همانطور که در تاریخ اسلام هم نمونه هایی از این مسئله به چشم میخورد.
14- در خصوص عنوان این پاسخ که جناب آقای دکتر آل داوود فرمودید هم باید عرض کنیم تعصب حقیقتاً در اسلام جایی ندارد اما مواظب و مراقب باشیم که سنت های الهی را با تغییر رنگ و لعاب آن و افزودن تفسیرها و برداشتهای شخصی به بهانه عدم تعصب از یاد نبریم. تعصب با اعتقاد به سنت دو چیز کاملاً متفاوت است اگر چه که مرز آن بسیار باریک است و انشاء الله خداوند ما را بر حرکت در راه مستقیم یاری نماید.
15- در پایان از حسن نیت استاد ارجمندم جناب آقای دکتر آل داوود سپاسگزاری می نمایم. مجدداً تأکید و پیشنهاد می کنم که برگزاری میزگردی با حضور متخصصین فقه و تفسیر قرآن کریم و صاحبنظران علم رجال و متخصصین علم دامپزشکی در روشن تر شدن ابعاد این بحث کمک زیادی خواهد نمود. امیدوارم با همکاری همه صاحبنظران و علاقه مندان این موضوع به دور از تفسیرهای شخصی و تفسیر به رأی و با مطالعه و تحقیق و در نظر گرفتن همه آنچه در این مورد در کتب و منابع ما یافت میشود به جامعه خدمتی بیش از گذشته نماییم. |
|
| |
|
|
 |
5 بهمن 1386 - 23:45 |
 |
نويسنده |
پيام |
darkstreet كاربر نيمه فعال

عضو شده در: 5 بهمن 1386 پست: 21
|
| عنوان: |
|
|
با سلام
در مورد نجس بودن سگ بنده تمام قران را جست و جو کردم و هیچ مطلبی در این مورد نیافتم
شخصا با دفتر یکی از علما در قم هم تماس گرفته و از ایشان در مورد نجس بودن سگ در قران پرسیدم و فرمودند:
در قران هیچ اشاره ای به اینکه سگ نجس است نشده
حدیث!!!!! بله چیزی که فساد رو بعد از پیامبر در جامعه اسلامی پدید اورده، نوشته ای که با پول می توان محتویات ان را خرید، مطلبی که هیچ اعتباری به ان نیست ......
خوب این گوشه ای از خصوصیات حدیث بود در این دوره حتی قران رو نمیشه معتبر اعلام کرد چه برسه به حدیث!!! با هیچ روشی نمیشه اعتبار حدیث رو تعیین کرد و چه بسا حدیث هایی هستند که پس از
گذشت دو هزار سال جعلی بودن انها اعلام شده است
تمامی حدیث های مربوط به نجس بودن سگ جعلی هستند و این به این دلیله که در انها تناقض وجود دارد
ایا ممکن است یک امام بگوید سگ را همچون پدرتان دوست بدارید و با دستتان اورا نوازش کنید و امام دیگری بگوید که سگ نجس است!!!! خوب این یکی از حدیث های جعالی بود که متناسب با اوضاع جامعه و منفعت ان حدیث اول رو جعلی اعلام کردند در حالی که این طور نبود
من شخصا علاقه زیادی به خوادن قران دارم و معنی انرا هم می خوانم ولی در مورد حدیث اصلا این طور نیست
ببخشید که طولانی شد
من می خوام یک جفت از این قوچک ها یی رو که جناب ال داوود به وجود اورده اند رو بخرم ولی متاسفانه هیچ کسی از قوچک خبر نداره و جناب دکتر هم ناپدید شده اند!!!! دوستان اگر کمک کنید ممنونتون می شم |
|
| |
|
|
 |
5 بهمن 1386 - 23:54 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: منطق و دليل... |
|
|
[align=justify] با سلام و احترام
دوست عزيز
از پاسخ شما در شگفتم. اولاْ قرآن قطعاْ و يقيناْ مورد اعتماد است و اين وعده الهي و از معجزات پيامبر است و بدانيد كه اين از مسلمات دين ما است و شك در آن بوي خوشايندي ندارد...!!!
بايد هر آنچه ادعا مي كنيد مستدل و مستند باشد. از كجا اين فتوا را صادر فرموديد كه تمام احاديث مورد اشاره جعلي است. اين موضوع نيازمند احاطه كامل حداقل به علم رجال است. آيا احاطه كامل داريد؟
چه كسي گفته است كه سگ را مثل پدرتان دوست بداريد؟
مثل اينكه حوصله كافي نداشتيد و مطلب فوق را مطالعه نفرموديد. دوست عزيز من بدانيد قرآن و امامان ما از هم جداشدني نيستند و اين موضوع و اين حديث مشهور موسوم به ثقلين را هم شيعه و هم سني متواتر نقل كرده اند و در آن جاي هيچ شكي نيست و در قرآن كريم هم صراحتاْ به مردم دستور داده شده كه از خدا و رسول و اولي الامر آنان اطاعت كنند. تعجب ميكنم كه مي فرماييد من قرآن ميخوانم اما حديث نه !!!!
قرآن و حديث كنار هم اند و فهم ما از قرآن وابسته به كلام معصومين عليهم السلام است.
نكته ديگر آنكه كسي ادعايي براي قيد نجاست سگ در قرآن ندارد و قبلا هم بعرض مبارك رسيده است كه قرار نيست همه چيز و جزييات در قرآن ذكر گردد. اگر اينگونه بود كه ديگر نيازي به پيامبر و امام معصوم نداشتيم!
اميدوارم مطلب بالا را با دقت مطالعه نماييد و هر آنچه مطرح مي فرماييد مستدل و منطقي و البته مستند باشد. البته از دقت شما و علاقه جنابعالي به اين موضوع خرسند و سپاسگزارم. آرزو مي كنم شاد و موفق و سلامت باشيد. |
|
| |
|
|
 |
5 بهمن 1386 - 23:57 |
 |
نويسنده |
پيام |
darkstreet كاربر نيمه فعال

عضو شده در: 5 بهمن 1386 پست: 21
|
| عنوان: |
|
|
یعنی ایا با عقل جور در میاد که خدا تمامی نجاسات که مهمترین رکن اسلام هستند رو در قران معرفی کنه و در مورد نجاست سگ چیزی نگه!!!
درست است که برخی نکات کوچک را خداوند به پیامبرش ((((( البته در ان زمان )))) سپرده است ولی فکر نمی کنم مسئله نجاسات چیزی باشد که نیمی از ان را خداوند خود معرفی کند و بقیه را بر عهده پیامبر بگذارد در حالی که می داند حاکمان پلید محتوی حدیث ها را متناسب با منفعت خود تغییر خواهند داد
بهتر است منطقی باشیم تعصب که برای ما اخرت نمی شود! مسائلی که از نظر خداوند گناه محسوب می شوند (((( در تمامی ادیان الهی یکسانند )))) وحتی در مسیحیت هم شراب ممنوع اعلام شده
بهر حال حق همیشه با جبهه حق است
دوستان اگه کسی از جناب دکتر ال داوود خبری دارن یا شماره تماس ایشون رو دارن حتما منو مطلع کنن خیلی نگرانشون هستم
Darkstreet@gmail.coim |
|
| |
|
|
 |
6 بهمن 1386 - 0:02 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: |
|
|
با سلام و احترام
دوست عزيز من
باز هم دقت نفرموديد به آنچه گفتم. اولاْ كي گفته كه همه نجاسات را خداوند در قرآن كريم مطرح فرموده است؟
ثانياْ گناهي مانند شراب در مقطعي در ميان مسيحيان حرام نبوده است.
ثالثاْ بنده با تعصب بشدت مخالفم اما با وارونه كردن دين و با لعاب جديد آنرا به خورد مردم دادن هم مخالفم. خوب است واقع بين و منطقي باشيم و اهل استدلال و منطق و البته اهل بحث هاي مستدل!
خوب است نظر اينجانب را در اين مورد در وبلاگ حقير هم مطالعه فرماييد. براي بحثهاي منطقي بيشتر بنده در خدمتم.
برای دسترسی به وبلاگ اینجا کلیک فرمایید |
|
| |
|
|
 |
6 بهمن 1386 - 0:04 |
 |
نويسنده |
پيام |
darkstreet كاربر نيمه فعال

عضو شده در: 5 بهمن 1386 پست: 21
|
|
| |
|
|
 |
6 بهمن 1386 - 0:50 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: جهت اطلاع بقيه ... |
|
|
با سلام و احترام
متن گفتگوي آنلاين رو هم بخوانيد شايد براي شما هم جالب باشه...
iman rounghy: salam
Mohammad Lotfizadeh: با سلام مجدد
iman rounghy:
iman rounghy: ببخشيد يک مقدار خشن بودم
iman rounghy: خوب بحث رو شروع مي کنيم
Mohammad Lotfizadeh: اختيار دارين. کاش همه خشن ها اينجوري بودن
Mohammad Lotfizadeh: من در خدمتم
iman rounghy: در مورد نجاست سگ.....
Mohammad Lotfizadeh: اول دوست دارم قدري از خودتون بگين...!!!
iman rounghy: من از جمله کساني هستم که مستقيم با بعد هاي ديگري غير از بعد انساني ارتباط دارم
Mohammad Lotfizadeh: البته اگر مايليد
iman rounghy: ايمان رونقي بيرجند 18 سال رشته تجربي
iman rounghy: واقعا اين سرعت عمل شما باعق شگفتي من شد
Mohammad Lotfizadeh: اختيار دارين
Mohammad Lotfizadeh: کنکور دارين امسال
iman rounghy: ممنون که با اين سرعت رسيدگي مي کنيد
iman rounghy: بله
Mohammad Lotfizadeh: اميدوارم موفق باشين
Mohammad Lotfizadeh: خوب حالا بريم سر اصل موضوع
iman rounghy: دقيق نمي دونم چه رشته اي برم اخه من به همه چيز علاقه دارم
Mohammad Lotfizadeh: ظاهرا که به رشته دامپزشکي بايد علاقه داشته باشين
Mohammad Lotfizadeh: البته من اين رشته را هم متنوع و هم نوعي خداشناسي مي دانم
Mohammad Lotfizadeh: رشته اي است که به شما يک بينش وسيع ميدهد
iman rounghy: بله البته ولي طبق پرس و جويي که کردم زياد جالب به نظر نميرسه
Mohammad Lotfizadeh: چرا؟
iman rounghy: وضع ماليش و درآمدش خوب نيست
Mohammad Lotfizadeh: همه جا و در همه شاخه هاش اينجوري نيست
Mohammad Lotfizadeh: به خود آدم هم بستگي دارد
Mohammad Lotfizadeh: و توانايي هاي انسان
Mohammad Lotfizadeh: خوب از بحث دور نشويم
iman rounghy: من به حيوانات خيلي علاقه دارم ولي اين دامپزشکي هيچ ربطي به حيوانات نداره!!!
Mohammad Lotfizadeh: دست شما درد نکنه . ما رو گذاشتيد سرکار؟
iman rounghy: بيشتر در مورد حيواناتي مثل گاو و مرغ ... اينهاست
iman rounghy: باشه
iman rounghy: بريم
Mohammad Lotfizadeh: مثلا بايد در مورد چه نوع حيواناتي باشه
iman rounghy: همستر
Mohammad Lotfizadeh: دوست عزيزمن يک دکتر دامپزشک عمومي حداقل 59 حيوان را مي تواند معاينه کند و مي شناسد که يکي از آنها همين همستر است
iman rounghy: ظاهرا بايد بيشتر در اين مورد تحقيق کنم
iman rounghy: خيلي خوب از بحث دور نشيم
Mohammad Lotfizadeh: خوب گفتيد بعد غير انساني. من متوجه نشدم يعني چي؟
iman rounghy: بعد ارواح
iman rounghy: بعد ماورا
iman rounghy: يعني حقيقت رو مي دونم
Mohammad Lotfizadeh: حقيقت چي هست ؟
Mohammad Lotfizadeh: ارواح ؟ شما که قرآن ميخوانيد و با آن آشنايي داريد ميدانيد دستور قرآن در برخورد مردم با روح و ارواح چيست؟
iman rounghy: من کاري ندارم که حديث ها و مردم در مورد زمان گذشته چه نظري دارن مستقيم به گذشته مي رم و حقيقت رو مشاهده مي کنم
Mohammad Lotfizadeh: اين چيزا واقعاً به عقل من کفاف نميده
iman rounghy: در دين ما تناقضات بسياري وجود دارد
Mohammad Lotfizadeh: معرفت بار گراني است به هر کس ندهند. پر طاووس که زيباست به کرکس ندهند
Mohammad Lotfizadeh: جواب من رو در مورد ارواح نداديد؟
iman rounghy: بله مي دونم و حتي مسيح هم همين حرف رو زده ولي بحسش خيلي طولانيه
Mohammad Lotfizadeh: کدوم حرف رو؟
iman rounghy: اين شيوه اي که من اجرا مي کنم هيچ مشکلي نداره
iman rounghy: من با ارواح ارتباط ندارم
Mohammad Lotfizadeh: ارتباط ندارين؟ پس چه کار ميکنيد؟
iman rounghy: ولي روش هاي ديگري هم غير از ارتباط با ارواح هست که حقيقت رو براي انسان مشخص مي کنه
iman rounghy: مثلا برون فکني
Mohammad Lotfizadeh: مثلا چي؟
Mohammad Lotfizadeh: يعني چي
Mohammad Lotfizadeh: برون فکني!
iman rounghy: اين کار به اندازه نماز خواندن يک سال شما ثواب داره
Mohammad Lotfizadeh: کي گفته اين مسئله رو؟
iman rounghy: صبر کنيد تا کمي توضيح بدم....
Mohammad Lotfizadeh: بله...
iman rounghy: برون فکني به حالتي مي گويند که شما به طور مصنوعي مرگ را تجربه کنيد
iman rounghy: البته نه خودکشي
Mohammad Lotfizadeh: خوب...
Mohammad Lotfizadeh: ما که هر شب مرگ رو تجربه مي کنيم...
Mohammad Lotfizadeh: در خواب
iman rounghy: در اين هنگام روحتان پرواز مي کند ارواح بلند مرتبه حتي پيامبر رو هم بعضي ها مي بينند
iman rounghy: جن وشيطان رو هم مي بينيد
iman rounghy: به گذشته ميرويد
iman rounghy: به اينده سفر ميکنيد
iman rounghy: نه اون خواب هست
Mohammad Lotfizadeh: تا اينجا که شد همان خواب... خوب ديگه چي؟
iman rounghy: يک زير شاخه از برون فکني هوشياري در خواب نام دارد
iman rounghy: يعني شما مي خوابيد ولي خوابتان در همين بعد است و حتي مي توانيد با اختيار به خواب ديگران برويد
Mohammad Lotfizadeh: پس بايد خيلي معرفت و حکمت بالايي به شما عطا شده باشد...!!!
iman rounghy: شما در خواب به جاهايي سفر مي کنيد ولي اين ارادي نيست ولي با برون فکني به هرکجا که بخواهيد با سرعت غير قابل تصور منتقل مي شويد
iman rounghy: هنوز نه
Mohammad Lotfizadeh: راستي تا يادم نرفته بپرسم. نگفتيد کي گفته اينکار که ميگيد اندازه يک سال نماز خواندن ما ثواب داره
iman rounghy: چون در اول کار هستم
iman rounghy: www.arvah.org
iman rounghy: بخض برون فکني
iman rounghy: کسي نگفته با عقلم اندازه گرفتم
Mohammad Lotfizadeh: با عقل ؟
iman rounghy: من با اين کار معرفتي رو نسبت به خدا بدست اوردم که در اين 18 سال کسي نتونسته بود به من اموزش بده
Mohammad Lotfizadeh: ولي اين چيزي که ادعا ميکنيد (صرفنظر از درستي يا نادرستي آن ) اصلاً با عقل جور درنمي آيد
Mohammad Lotfizadeh: نگفتيد که راجع به ارواح نظر قرآن (خدا) چيست؟
iman rounghy: شما در اينجا با تمام وجود خدا را حس مي کنيد و اگر زماني برسد که انسان ها بتوانند خدايشان را در کنا ر خود حس کنند ديگر هيچ جنايت و گناهي رخ نمي دهد
iman rounghy: ارنباط با ارواح گناه است
Mohammad Lotfizadeh: من نگفتم ارتباط
iman rounghy: ولي زياد در اين مورد اطلاع ندارم
iman rounghy: پس چي؟
Mohammad Lotfizadeh: خوب دوست داريد بدانيد؟
iman rounghy: مي خوايد امشب برون بکني رو تجربه کنيد؟؟؟؟
Mohammad Lotfizadeh: يسئلونک عن الروح . قل الروح من امر ربي
iman rounghy: ؟
Mohammad Lotfizadeh: هيچ علاقه اي ندارم.
iman rounghy: يعني چي؟
iman rounghy: ؟
Mohammad Lotfizadeh: شما که گفتيد همه قرآن را با معني بلديد؟
iman rounghy: کي گفتم؟
iman rounghy: لطفا معني کنيد
Mohammad Lotfizadeh: چرا در پست هاي قبلي گفتيد...
Mohammad Lotfizadeh: حالا معني اش رو ببينيد
iman rounghy: من با نرکم افزار سرچ مي کنم و فقط معني هاي قران رو مي خونم
Mohammad Lotfizadeh: از پيامبر در مورد روح مي پرسيدند آيه نازل شد که به مردم بگو اين امر پروردگار من است
Mohammad Lotfizadeh: مي دانيد مفهوم اين مسئله چيست؟
iman rounghy: اديان گفته اند طلسم گناه است ولي ارتباط با ارواح طلسم نيست
iman rounghy: نه
Mohammad Lotfizadeh: يعني من و شما وقتمان را در اين مسئله صرف نکنيم...
Mohammad Lotfizadeh: چون اين چيزي که مي گوييد اولا به نجاست سگ ربطي نداره و دوما
Mohammad Lotfizadeh: بايد
Mohammad Lotfizadeh: بدونيد که اين مسئله کاملاً مورد تشکيک است
iman rounghy: من بشدت از اين کار شما متنفرم يعني تفسير قران البته به شما برنخوره کلي گفتم
iman rounghy: تشکيک؟
Mohammad Lotfizadeh: من تفسير نکردم دوست عزيز
Mohammad Lotfizadeh: من معناي آنرا گفتم
Mohammad Lotfizadeh: بله . تشکيک
iman rounghy: عني من و شما وقتمان را در اين مسئله صرف نکنيم
Mohammad Lotfizadeh: دقيقاً
Mohammad Lotfizadeh: تا جايي که من يادم بود موضوع نجاست سگ بود نه ارواح
iman rounghy: اين جمله اي که گفتيد توضيح ايه بود يا نه؟
iman rounghy: عني من و شما وقتمان را در اين مسئله صرف نکنيم
Mohammad Lotfizadeh: البته همين قرآن هم دستور داده که انظر الي حمارک يعني نظر به آفرينش حيوانات براي خداشناسي کافي است
Mohammad Lotfizadeh: انظر الي الابل کيف خلقت
Mohammad Lotfizadeh: به کيفيت آفرينش شتر بنگريد
Mohammad Lotfizadeh: من که حداقل نيازي به ارواح براي خداشناسي ندارم
iman rounghy: شما بايد خيلي تعصبي باشيد!!!
iman rounghy: من به عقلم نياز دارم
iman rounghy: نه به حديث جعلي
iman rounghy: من عقلم رو دست يک فرد که معلوم نيست فتواش درست باشه يا نه نمي سپرم
Mohammad Lotfizadeh: ابداً . اين مسئله را يکبار ديگر هم جواب دادم. دوست عزيز قرارمان اين بود که مستند و مستدل بحث کنيم نه اينکه همديگر را تخطئه کنيم.
iman rounghy: در کل هدف از برون فکني و ارواح اين بود که من روش هايي وجود دارد که با ان مي توان حقيقت بعضي چيزها رو فهميد
iman rounghy: بگذريم
Mohammad Lotfizadeh: موافقم
Mohammad Lotfizadeh: خوب راجع به سگ اگر موضوعي مانده در خدمتم وگرنه ...
iman rounghy: مي خواستم در اين بحث به شما ثابت کنم که اعتماد به حديث در مساثل مهم کار اشتباهي است
Mohammad Lotfizadeh: البته با توجه به اينکه ساعت 12 نيمه شب است حداکثر من 10 دقيقه ديگر در خدمتم.. البته با عرض معذرت...
iman rounghy: چون بر فرض اگه روزي حديث جعلي اعلام شود خود را نزد خدا شرمنده مي بينيد
Mohammad Lotfizadeh: دوست عزيز بازهم دعواي ما رفت چند کوچه عقب تر
Mohammad Lotfizadeh: من به شما توصيه مي کنم اگر دوست داشتيد
iman rounghy: در قران که اشاره اي به نجس بودن نشده و من توضيح اين مسئله رو در سومين پستم نوشتم
Mohammad Lotfizadeh: کتابي با عنوان گلچين عصمت و عترت را که تا پايان ماه محرم انشاء الله چاپ ميشود با دادن آدرستان از طريق پست دريافت و مطالعه کنيد...
Mohammad Lotfizadeh: در همين قرآن گفته اند که بايد از پيغمبر و اولي الامر ايشان اطاعت کنيم يا خير>
iman rounghy: بله گفته اند
iman rounghy: بر اساس همين حرف حديث هايي ساختند و مردم را گمراه کردند
Mohammad Lotfizadeh: خوب امر ايشان چگونه به ما ميرسد؟
iman rounghy: حديث در زمان خود پيامبر جواب مي داد نه الان
iman rounghy: حديث مکتوب نه
iman rounghy: سخن پيامبر
Mohammad Lotfizadeh: سخن پيامبر. خوبه خوب حالا که ما ساليان سال از پيامبر فاصله گرفته ايم چگونه بايد اين سخنان به ما برسد؟
iman rounghy: خداوند اين حرف را زد تا مردم به توضيحاتي که پيامبر مي دهد گوش فرا دهند
iman rounghy: ما مردم ان زمان نيستيم
iman rounghy: ما نيازي به مفهوم اتش براي جهنم نداريم
iman rounghy: چون در جهنم اتشي در کار نيست
Mohammad Lotfizadeh: نشد باز داريد بحث ها را با هم مخلوط ميکنيد؟!!!
iman rounghy: الان همه اين امر رو قبول دارن
iman rounghy: ببخشيد
iman rounghy: در اين زمان 1- عقل 2- قران 3- روش هاي ماورائي تاييد شده
iman rounghy: تاييدشده
Mohammad Lotfizadeh: چه کسي اين فتوا راصادر کرده است؟
iman rounghy: عقل
Mohammad Lotfizadeh: عقل چه کسي؟
iman rounghy: تمامي انسان هاي عاقل
Mohammad Lotfizadeh: شما مگه نماينده همه انسانهاي عاقل هستيد که از طرف آنها فتوا ميدهيد؟
iman rounghy: بد نيست به سايتي که معرفي کردم سري بزنيد
Mohammad Lotfizadeh: سر زدم
iman rounghy: من بر اساس امار فتوا مي دهم
Mohammad Lotfizadeh: آمار چي؟
iman rounghy: نظرات
Mohammad Lotfizadeh: اول که گفتيد عقل
Mohammad Lotfizadeh: حالا شد نظرات و آمار؟
iman rounghy: عقل بيشتر انسان ها مي گويد
iman rounghy: انها هم حرف هاي من رو مي زنند
iman rounghy: من شاهد حديث هاي جعلي بسياري يودم
Mohammad Lotfizadeh: خوب خوبه حالا يکمي پيشرفت داشتيم. از همه انسانهاي عاقل رسيديم به بيشتر انسانها
iman rounghy: چون هنوز چشمان من رو تاريکي محصور نکرده است
Mohammad Lotfizadeh: شما اولين کسي نيستيد در طول تاريخ که حديث هاي جعلي را شنيده يا ديده
Mohammad Lotfizadeh: مگه چشمان بقيه مردم رو تاريکي محصور کرده؟
iman rounghy: در تيتر روزنامه يک حديث جعلي رو با منبع معتر اون قيد کرده بودن!!!!
iman rounghy: بله
iman rounghy: البته
iman rounghy: اين حديث رو در نظر بگيريد:
Mohammad Lotfizadeh: شما که گفتيد انسانهاي عاقل و از اين حرفها. حالا همه چشمهاشون تاريک شد؟
iman rounghy: از شوخي بپرهيز که نور ايمانت را خاموش مي کند
Mohammad Lotfizadeh: متن عربي حديث چيست؟
iman rounghy: انسانها دو گروه شده اند:
iman rounghy: 1-
iman rounghy: انسان هايي که غرق در معارف جعلي هستند
iman rounghy: 2-
iman rounghy: انسان هايي که به دنبال حقيقت معارفا هستند و(((( اونو تجربه مي کنن)))
Mohammad Lotfizadeh: ده دقيقه زمان من تموم شد.
iman rounghy: متن عربي رو ننوشته بود
Mohammad Lotfizadeh: اگه اشکالي نداره يک پيشنهاد و دو خواهش دارم
iman rounghy: بله
iman rounghy: من هم يک خواهش دارم
Mohammad Lotfizadeh: پيشنهادم اينه که اگه امکان داره از طريق چت صوتي در يک وقت مناسب و با قرار قبلي با هم گفتگو کنيم.
Mohammad Lotfizadeh: بفرماييد
iman rounghy: به خاطر خدا نه به خاطر من اين برون فکني رو در خواب امتحان کنيد
iman rounghy: براي انساني چون شما خيلي مفيده
Mohammad Lotfizadeh: تمايلي ندارم
iman rounghy: اگر گمراه باشيد گمراه تر مي وشيد
Mohammad Lotfizadeh: ؟
iman rounghy: اگر با ايمان باشيد ايمانتان دوچندان مي شود
iman rounghy: بله موافقم
iman rounghy: ولي فکر کمک تلفن بهتر باشه
Mohammad Lotfizadeh: اينم از اون فتواهاي ... بود
Mohammad Lotfizadeh: ما که پولمون به تلفن نميرسه
Mohammad Lotfizadeh: باز چت صوتي يک چيزي
Mohammad Lotfizadeh: خوب دو خواهشم رو بگم
iman rounghy: افرادي در سايت www.arvah,org عضو هستند که ايمانشان و اعتقادشان از رهبر جامعه ما هم بالاتر است
Mohammad Lotfizadeh: دو خواهشم رو بگم
iman rounghy: من تلفن مي زنم مشکلي ندارد
iman rounghy: اين نمونه اي از تاريکيست که جلوي چشمان شما را مي خواهد بگيرد
Mohammad Lotfizadeh: ؟
iman rounghy: به قول معروف ضرر که نداره يک بار امتحان کنيد
Mohammad Lotfizadeh: نفهميدم چي نمونه اي از تاريکي است؟
iman rounghy: به هيچ عنوان اين روش گناه محسوب نمي شود و فقط افرادي که داراي معرفت بالا هستند موفق به انجام ان مي شوند
iman rounghy: برون فکني
Mohammad Lotfizadeh: گفتم که معرفت بار گراني است به هر کس ندهند. پر طاووس که زيباست به کرکس ندهند
iman rounghy: شما در هنگام برون فکني خدا را با تمام وجود حس مي کنيد و اين خيلي به انسان روحيه ميده
iman rounghy: اين چه حرفيه
Mohammad Lotfizadeh: خوب ده دقيقه شد 15 دقيقه
iman rounghy: از حرف هاي شما معلومه که شوق زيادي براي ديدار معبود داريد و اين يعني معرفت
iman rounghy: ببخشيد من منتظر خواهش دوم شما هستم
Mohammad Lotfizadeh: ممنون که نگذاشتيد من دو خواهشم رو مطرح کنم... روش بحث شما براي من جالب بود. ولي من اوليش رو هم نگفتم...
Mohammad Lotfizadeh: انشاء الله در اولين فرصت تماس برقرار خواهيم کرد... البته فقط در مورد دامپزشکي و سگ و ...
Mohammad Lotfizadeh: نه در مورد ارواح و ...
iman rounghy: بله
Mohammad Lotfizadeh: اگه امري نيست شب شما بخير
iman rounghy: براي کسب اطلاعات در مورد رشته دامپزشکي
iman rounghy: کي انلاين بشيم؟
Mohammad Lotfizadeh: در خدمت خواهم بود... انشاء الله در اولين فرصت
Mohammad Lotfizadeh: خوشحال شدم از سوال و جواب با شما
iman rounghy: همچنين
iman rounghy: شب ارامي داشته باشيد
Mohammad Lotfizadeh: به همچنين
iman rounghy: خدا نگهدار...
Mohammad Lotfizadeh: خداحافظ
iman rounghy: |
|
| |
|
|
 |
6 بهمن 1386 - 13:21 |
 |
نويسنده |
پيام |
ardalan مدير سايت

عضو شده در: 26 اسفند 1383 پست: 929
|
| عنوان: |
|
|
دوستان توجه داشته باشند كه بحث داره كم كم از محدوده تاپيك خارج ميشه و چنانچه حواشي آن زياد شوند مجبور خواهم شد تاپيك را قفل نمايم
ضمنا روي بيشتر سخنم با كاربر گرامي با يوزر darkstreet مي باشد.
اولا اينجا يك انجمن كاملا علمي است و ضمنا تخصصي آن هم در زمينه دامپزشكي و نه ديني با اين حال كاربران تا زماني كه از قوانين سايت تخطي ننمايند نظرات شخصي خود را با رعايت اصول علمي و استدلالي بيان نمايند.
دوما اينكه چنانچه مطلب يا نقل قولي بيان مي كنيد با مدرك و سند بطوري كه قابل استناد و اثبات باشد ارائه نماييد و از حدسيات بپرهيزيد.
با تشكر |
|
| |
|
|
 |
6 بهمن 1386 - 13:39 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: تشكر از مديريت سايت |
|
|
با سلام و احترام
از تذكر بجاي مديريت محترم سايت سپاسگزارم. |
|
| |
|
|
 |
6 بهمن 1386 - 17:34 |
 |
نويسنده |
پيام |
darkstreet كاربر نيمه فعال

عضو شده در: 5 بهمن 1386 پست: 21
|
| عنوان: |
|
|
با سلام و تشكر خدمت مديريت محترم سايت
در مورد گفتگو انلاين قرار دادن همه مطالب اون بر روي تاپيك كار صحيحي نبود و مطالب ماورا ارتباط چنداني به اين تاپيك نداره
من امروز در تفسير نمونه در مورد اين مطلب جست و جو خواهم كرد و نتايج بدست امده را در اختيار دوستان قرار خواهم داد |
|
| |
|
|
 |
7 بهمن 1386 - 15:03 |
 |
نويسنده |
پيام |
اميتيس كاربر عادي

عضو شده در: 6 بهمن 1386 پست: 12
|
| عنوان: نجاست؟؟؟!!! |
|
|
| جناب آقاي دكتر لطفي زاده من خيلي دلم مي خواهد بدانم منظور از نجاست دقيقا چيست ؟ |
|
| |
|
|
 |
7 بهمن 1386 - 21:25 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: مفهوم نجاست |
|
|
با سلام و احترام
ضمن تشكر از توجه شما كاربر محترم به اين بحث من دقيقاْ متوجه نشدم كه منظور شما چيست؟
اما تا جايي كه من فهميدم شما سوال مهم و مفهومي مطرح ساختيد. تا جايي كه من مي دانم نجس در لغت به معناي پليدي و ناپاكي است. فراموش نكنيد كه هر دو كلمه در برگيرنده نجس است. يعني نجاست يك چيز را نبايد با تميز نبودن يا آلوده بودن آن مساوي دانست. بلكه معنايي فراتر از اين موضوع كه امري دروني است و به پليدي تعبير ميشود به اين كلمه تعلق ميگيرد.
در دين ما علاوه بر توصيه به تميزي و نظافت بعضي چيزها هم نجس اعلام شده است و نمازخواندن با آنها جايز نيست و باطل است. توجه كنيد كه نماز خواندن با نجاست باطل است اما لزوماْ با لباس كثيف نمازخواندن آنرا باطل نمي كند. پس مشخص است كه بين نجاست و آلودگي ظاهري تفاوتهايي وجود دارد كه خدا ميداند! هو يعلم و نحن لا نعلم...
البته آنچه عرض كردم فقط نتيجه مطالعه جزيي حقير است و با مطالعه بهتر و بيشتر و سوال كردن از علما و بزرگان لغت و معنا مي توان پاسخ بهتر و مناسبتري براي اين سوال خوب و مفيد شما يافت. |
|
| |
|
|
شما نمي توانيد در اين بخش موضوع جديد پست كنيد شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش ويرايش كنيد شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش حذف كنيد شما نمي توانيد در اين بخش راي دهيد
|
|
صفحه 1 از 5 رفتن به صفحه 1, 2, 3, 4, 5 بعدي |
|
|
|