|
| |
|
|
تمام زمانها بر حسب GMT + 4 Hours ميباشند
|
|
 |
20 بهمن 1386 - 12:23 |
 |
نويسنده |
پيام |
محمد كدخدايي كاربر نيمه فعال

عضو شده در: 10 بهمن 1386 پست: 18
|
| عنوان: Re: فلسفه نجاست؟!!! |
|
|
| دكتر محمد لطفي زاده نوشته است: | با سلام و احترام
ثالثاْ نزول فرشتگان اگر منحصر به حضرت جبرييل جهت وحي باشد صرفاْ به همان مقطع زندگاني پربار پيامبر اعظم اسلام (صلي الله عليه و آله) برميگردد اما اگر منظور نزول فرشتگان بر افراد عادي و خانه هاي عادي است بايد اين موضوع مورد تامل فوق العاده بيشتري قرار گيرد. هم از منظر نزول فرشتگان و هم از منظر ارتباط وجود سگ در آن محل !!!
2 - مايلم به متن عربي حديث و سند آن و منبع آن كه استناد فرموديد و گفتيدكه اعمال خوب انسان در اثر همنشيني با سگ از بين ميرود حتماْ اشاره فرماييد.
|
با درود مجدد
هركس مختصر آشنايي با مباني استنباط از روايت داشته باشد خواهد فهميد كه روايات نازل شده در مورد عدم ورود جبرپيل به خانه اي كه در آن سگ وجود دارد مخصوص پيامبر نيست چرا كه در تمامي اين روايات تصريح شده است كه جبرپيل در خانه اي كه شراب يا شخص جنب يا سگ و يا كسي كه از بول اجتناب نمي كند وارد نمي شود و اگر به خواهيم مصداق اين روايت را مخصوص پيامبر بدانيم بايد از اين اسلام خود توبه كنيم چرا كه حداقل وجود شراب يا پرهيز از بول در مورد ايشان مصداق ندارد علاوه بر اينكه جبريپل بودن هم موضوعيت ندارد چراكه روايت به صورت عام در مورد هر خانه اي كه مبتلي به اين موارد باشد صادر شده است و اگر بخواهيم به مواردي كه دوست عزيز اشاره كردند قاپل باشيم از طرفي مستلزم تخصيص اكثر و از طرفي مستلزم استثناي مورد خواهيم بود كه در اولي قبيح ودر دومي محال است.
يعني پيامبر يا معصوم روايتي رافرموده اند كه در بعضي موارداصلا مصداقي براي آن در خارج محقق نيست و در بعضي موارد فقط در مورد يك نفر و در زمان خاص براي آن مصداق داشته است كه اين در تنافي با عموميت يك عام است. لذا فقها از اين روايات كراهت نماز در خانه اي كه در آن سگ وجود دارد و عدم دخول فرشتگان را نتيجه گرفته اند.
روايت هبط عمل هم با سند عالي آن از اين قرار است:
وسائلالشيعة ج : 11 ص : 531وَ عَنْهُمْ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا مِنْ أَحَدٍ يَتَّخِذُ كَلْباً إِلَّا نَقَصَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ عَمَلِ صَاحِبِهِ قِيرَاطٌ |
|
| |
|
|
 |
20 بهمن 1386 - 21:27 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: نشد ديگه!!! |
|
|
با سلام و احترام
ببينيد آنچه در مورد عدم وجود جبرييل بر خانه اي كه سگ در آن بود و در تفسير آيه چهار سوره مباركه مايده اشاره شده است روايت به معناي حديث مطلق از زبان معصوم عليه السلام نيست و در پاسخ به پرسش صحابه صادر شده است و به همين دليل هم موقعيت مكاني و زماني آن منحصر به فرد است. البته اگر فرض كنيم كه اين روايت صحيح باشد (گرچه همانطور كه قبلاْ گفتم علامه طباطبايي هم شك خود را صراحتاْ به اين حديث ابراز نموده است) آيا وجود مبارك پيامبر اعظم (ص) خبر از وجود سگ نداشته است؟ يا اصلاْ ايشان سگ نگهداري مي فرموده اند؟ يا اگر اشكالي درنگهداري سگ بوده چرا به صاحبخانه كه حتماْاز دوستداران ايشان بوده تذكر نفرموده اند؟
باز هم بايد به اين نكته توجه كرد كه نجاست سگ يك چيز است و نگهداري از آن چيز ديگر!!!
البته حديث اشاره شده در وسايل الشيعه را فكر كنم قبلاْ ديده ام اما براي بررسي بيشتر تا هفته آينده اين كتاب را بر روي سي دي و با امكان جستجوي لغوي مي گيرم تا به بررسي بيشتري بپردازم.
به هر حال از توضيح شما هم سپاسگزارم.
راستي آيا در كتاب من لا يحضره الفقيه چيزي در مورد نجاست سگ آمده است ؟
اين كتاب را هم تا چند روز آينده ميگيرم و انشاء الله تحقيقي هم در اين باره در آن ميكنم. اگر در اين موضوع جستجو نموديد خوشحال ميشوم نتيجه آنرا در اين تاپيك بيان كنيد. |
|
| |
|
|
 |
21 بهمن 1386 - 14:30 |
 |
نويسنده |
پيام |
ardalan مدير سايت

عضو شده در: 26 اسفند 1383 پست: 929
|
| عنوان: |
|
|
4 پست اخير مربوط به همكاران گرامي با توجه به نا همگوني با موضوع تاپيك به انجمن اخبار و تازه هاي دامپزشكي انتقال يافت.
درباره روال ادامه اين تاپيك هم متاسفانه با وجود تذكر پيشين ، همچنان دوستان علاقه مندند نظرات شخصي خود را با مستندات علمي آميخته سازند بنابراين خواهشمند ام دقت بيشتري به خرج داده و من بعد اين قضيه را لحاظ كنند. چنانچه كاربر گرامي darkstreet از مدخل نظر شخصي سعي در حل مسئله دارند و از آنجايي كه نمي توان با ديدگاهي شخصي مسئله عمومي را حل كرد پيشنهاد مي شود همانند يك تحقيق بنيادين علمي اول يك فرضيه را مشخص كنيد سپس دنبال منابع برويد و سعي در اثبات آن با ادله و شواهد و منابع باشيد. منابع هم دقيق با ذكر جزئيات كامل !
كاربر گرامي آقاي محمد كدخدايي نيز بحثي درباره آوردن برهان بيماري مشترك و مسائل عاطفي در جهت تاييد نقطه نظرشان آورند كه بازهم نشانه هاي وارد كردن نظرات شخصي را آشكار مي سازد.
دوست و همكار گرامي جناب دكتر لطفي زاده پاسخ داده اند با اين وجود در تكميل سخنان ايشان عرض مي كنم كه بيماري مشترك قابل كنترل مي باشد و با مراقبت و كنترل بهداشتي نگراني ناشي از آن قابل برطرف شدن است لذا نمي تواند نقطه اتكايي براي اثبات اصول بحث شما باشد. حيوانات ديگري هم بصورت دست آموز و خانگي در كنار انسانها زندگي مي كنند كه بعضا كم و بيش مي توانند همان بيماري هاي منتقله از سگ را داشته باشند از طرفي اگر علت وجودي را بر پايه بيماري قرار مي دهيد بيماري هاي مشترك بالغ بر 800 عدد مي شود ولي بيماري هاي انساني كه به مراتب مسري تر و بيشتر از انواع حيواني هستند و مشكلات بهداشتي كه جوامع انساني براي همديگر بوجود مي آورند به مراتب حاد تر و وسيع تر از زونوزهاست.
در رابطه با مسائل عاطفي هم متاسفانه ذهنيتي در جامعه ما وجود داد كه در كتاب هاي رايج در كشور هم تكرار شده و آن هم مسائل عاطفي است. متاسفانه به جاي بررسي ها جامع جامعه شناختي و روانشناسي عده اي بدون در نظر گرفتن ويژگي ها و ملاحظات فرهنگي ، حيوان را عامل گسست خانوادگي دانسته و مثال جوامع غربي را مي آورند ولي توجه نمي شود كه ديدگاه ما جوامع شرقي به زندگي و روابط اجتماعي با غرب متفاوت است. حتي شرايط آب و هوايي هم بر رفتار آدمي تاثير گذار است جوامع غربي بدليل مسائل مختلف فرهنگي ، مدرنيته ، بنيان هاي فكري و ... روابط عاطفي يك خانواده ايراني را ندارند ، و نمي توان گفت حيوانات در غرب عامل گسست روابط عاطفي هستند و بعد به جامعه مان تعميم داد. درباره مسائل روانشناسي و نگاهداري حيوانات خانگي هم پايان نامه هايي وجود دارد كه مي توان مطالعه كرد گمان مي كنم استاد ارجمند جناب دكتر آل داوود راهنمايي يك از همين پايان نامه ها را نيز بر عهده داشتند.
ضمنا توجه دوستاني كه تمايل به گفتگو در زمينه موضوعات تحليلي و مباحثه اي دارند را به 2 تاپيك ويژه در انجمنهاي ژنتيك و رايانه جلب مي كنم. |
|
| |
|
|
 |
21 بهمن 1386 - 14:39 |
 |
نويسنده |
پيام |
محمد كدخدايي كاربر نيمه فعال

عضو شده در: 10 بهمن 1386 پست: 18
|
| عنوان: Re: نشد ديگه!!! |
|
|
| دكتر محمد لطفي زاده نوشته است: | با سلام و احترام
ببينيد آنچه در مورد عدم وجود جبرييل بر خانه اي كه سگ در آن بود و در تفسير آيه چهار سوره مباركه مايده اشاره شده است روايت به معناي حديث مطلق از زبان معصوم عليه السلام نيست و در پاسخ به پرسش صحابه صادر شده است و به همين دليل هم موقعيت مكاني و زماني آن منحصر به فرد است. البته اگر فرض كنيم كه اين روايت صحيح باشد (گرچه همانطور كه قبلاْ گفتم علامه طباطبايي هم شك خود را صراحتاْ به اين حديث ابراز نموده است) آيا وجود مبارك پيامبر اعظم (ص) خبر از وجود سگ نداشته است؟ يا اصلاْ ايشان سگ نگهداري مي فرموده اند؟ يا اگر اشكالي درنگهداري سگ بوده چرا به صاحبخانه كه حتماْاز دوستداران ايشان بوده تذكر نفرموده اند؟
باز هم بايد به اين نكته توجه كرد كه نجاست سگ يك چيز است و نگهداري از آن چيز ديگر!!!
البته حديث اشاره شده در وسايل الشيعه را فكر كنم قبلاْ ديده ام اما براي بررسي بيشتر تا هفته آينده اين كتاب را بر روي سي دي و با امكان جستجوي لغوي مي گيرم تا به بررسي بيشتري بپردازم.
به هر حال از توضيح شما هم سپاسگزارم.
راستي آيا در كتاب من لا يحضره الفقيه چيزي در مورد نجاست سگ آمده است ؟
اين كتاب را هم تا چند روز آينده ميگيرم و انشاء الله تحقيقي هم در اين باره در آن ميكنم. اگر در اين موضوع جستجو نموديد خوشحال ميشوم نتيجه آنرا در اين تاپيك بيان كنيد. |
با سلام
جناب آقاي لطفي
بنده در استدلالم اصلا به روايتي كه در الميزان اشاره كرده ايد استناد نكرده ام و هيچ فقيهي را هم نديده ام كه براي حكم شرعي خاص به آن استناد كند . سند آن را هم ملاحظه نكرده ام تا قوت و ضعف آن را بدانم.
استدلال من به عدم ورود فرشتگان به خانه اي كه سگ در آن است به روايات مستفيضه اي است كه عنوان مي دارد جبرپيل در خانه كسي كه شراب و سگ و يا در مواردي كه شخص جنب و يا شخصي كه از بول و يا خانه اي كه در آن مجسمه پرهيز نمي كند خانه اي كه در آن مجسمه است وارد نمي شود.
اين روايات همه در حد مستفيض در كتب اربعه واز جمله من لايحضر الفقيه وجود دارد . توصيه مي كنم از نرم افزار جامع فقه اهل البيت براي مراجعه استفاده كنيد تا بتوانيد روايات را در همه كتب فقهي و روايي و مخصوصا كتب اربعه ملاحظه كنيد.
اين نكته را هم گوشزد كنم براي بررسي فقهي يك مطلب مراجعه به كتاب تفسير نمي كنند چرا كه روش و متد تفسير با روش فقهي تفاوت زيادي دارد!! |
|
| |
|
|
 |
21 بهمن 1386 - 14:55 |
 |
نويسنده |
پيام |
محمد كدخدايي كاربر نيمه فعال

عضو شده در: 10 بهمن 1386 پست: 18
|
| عنوان: چرا فرشتگان در خانه اي كه سگ در آن است وارد نمي شوند!!!! |
|
|
ابا سلام
بيشتر مردم به دليل اينكه بعد جسماني انسانها ملموستر از بعد معنوي آنان است و همچنين به دليل آنكه با سلسله اسباب و عوامل طبيعي و مادي بيشتر از علل و عوامل معنوي و فرا طبيعي آشنايي دارند متاسفانه عادت كرده اند كه همه چيز را با مقياسهاي مادي و تجربي اندازه گيري كنند غافل از آنكه همانطور كه بر بعد مادي مخلوقات قوانين خاصي مانند قوانين فيزيك و شيمي حاكم است بر بعد معنوي موجودات نيز قواعد و قوانين معنوي حاكم است.
براي انكه وجه اينكه چرا فراشتگان در خانه اي كه سگ و جود دارد و يا امثال آن بيشتر روشن شود مثالي ميزنيم:
انسان موجودي از گوشت و استخوان و ... است و آتش هم موجودي لطيف و سوزناك است ولي اين دو موجود هرگز باهم قابل جمع نيستند هيچ انسان عاقلي در يك اتاق پر از آتش داخل نمي شود چون مي سوزد ومي ميرد.
آتش به اين لطيفي كه زندگي انسان به آن وابسته است و اگر نبود از سرما تلف مي شد و نمي توانست غذا بپزد و... آيا مي توان به انسان گفت كه نبايد از آتش دوري كند ؟!!!
خير انسان كه منشا آن از خاك است با آتش جمع نمي شود ولي از آن بهره مي برد.
حالا همين مثال را كه از بعد جسماني بررسي كرديم در بعد معنوي در مورد فرشته مي زنيم.
فرشتگان از مجردات بوده و جزء پاك ترين مخلوقات الهي هستند در مقابل شيطان جز ناپاكترين مخلوقات الهي است اين دو از نظر معنوي باهم جمع نمي شوند حال فرض كنيد كه منشا وجودي بعضي حيوانات مانند سگ مانند شيطان باشد (همانگونه كه بعضي روايات اشاره دارد ) نتيجه آنكه فرشته نمي تواند با اين حيوان در يك مكان جمع شود.
البته باز تاكيد مي كنم براي درك اين مثال بايد ذهن خود را از نحوه تاثيرگذاري و علل و اسباب مادي خالي كنيم.
در عين حال كه منشا وجودي سگ ممكن است مثل پليدترين مخلوقات الهي يعني شيطان خلق شده باشد ولي با اين وجود براي حفظ انسان و در جهت منافع او آفريده شده است. و دراري حقوقي است و آزار و اذيت آن حرام و احسان به آن در حكم صدقه است در عين حال نگهداري آن مكروه و گوشت آن حرام و در صورت اصابت رطوبتي از آن بايستي آن را تطهير كرد.
ذكر اين نكته نيز ضروري است كه شيطان از نظر منشا وجودي خود را برتر از انسان مي دانست !!!!
اين نكته اي قابل تامل است قرآن هم به آن اشاره مي كند و گفته شيطان را رد نمي كند !!!
اين مطلب به اين اشاره دارد كه منشا وجودي ملاك ارزشگذاري نيست . چه بسا يگ سگ مانند سگ اصحاب كهف به بهشت راه يابد (چند روايت در اين مورد داريم)و چه بسا انسانهايي كه با سرپيچي وعناد در مقابل دستورات الهي از حيوانات پسستر و در قعر قهر الهي جاي بگيرند (اولپك كالانعام بل هم اضل)
بدرود |
|
| |
|
|
 |
21 بهمن 1386 - 15:42 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: شيطان وسگ ؟ |
|
|
با سلام و احترام
دوست عزيز جناب آقاي كدخدايي
در آنچه اخيرا فرموديد چند نكته نهفته است:
1 - مايلم سند آنچه از آن به منشاء شيطاني سگ اشاره داشتيد را ارايه دهيد. البته بايد اينجا متذكر شوم كه داريم به يكي از اهدافي كه در اين تاپيك داشتم نزديك ميشويم و آن بحث بر سر كلمه نجس است كه مختصري قبلاْ به آن اشاره نموده بودم.
2 - آيا همه فرشتگان از آتش هستند؟ اگر اينطور است پس چطور ساليان سال با ابليس در بهشت به عبادت مي پرداختند و باهم قابل جمع بودند؟
3 - مثالي كه آورديد و بعد نتيجه عجيبي كه گرفتيد و گفتيد كه حيوان و فرشته در يكجا نمي توانند جمع شوند باعث تعجب است!!! اين موضوع جسارتاْ به يك خيالبافي شبيه است تا يك استدلال يا لااقل شايد بتوان آنرا نوعي تفسير به رآي دانست. باز تاكيد ميكنم كه بحث شراب و سگ و ... كه گفتيد از نظر سند و صحت روايت همگي از وزن يكسان برخوردارند؟ با اينكه مطمين نيستم اما فكر ميكنم اينطور نباشد.
قبلاْ هم در اين زمينه توضيح دادم كه عدم ورود سگ به خانه اي كه در آن شراب است با سگ از نظر شان نزول و موقعيت مكاني و زماني متفاوت بوده و البته صحت حديث مذكور در مورد سگ هم قابل ترديد است هرچند كه كاملاْ رد نشده است.
4 - در موردي كه فرموده بوديد كه شيطان خود را برتر از انسان ميدانست (انا خير منه) اين اتفاقاْ همانطوركه قرآن كريم هم اشاره فرموده است حاكي از برداشت اشتباه شيطان بوده است و لذا در آنجا مقايسه منشاء وجودي كاملا مردود است.
--------------------------------------------------
مجددا تاكيد ميكنم كه بنده در اين تاپيك درس مي آموزم و خداي نكرده قصد پاسخگويي ندارم. اگر سوالاتي مي پرسم براي روشن شدن ذهن خود و ساير علاقه مندان است.
--------------------------------------------------
با توضيحات جناب آقاي دكتر اردلان فكر كنم كه مشخص شده باشد كه بيماريهاي مشترك نمي تواند دليلي بر نجاست باشد. از سويي ديگر مي خواهم آرام آرام در اين تاپيك به آن برسم كه منشاءو دليل بسياري از احكام را ما انسانها نمي دانيم و چه بسا در اين دنيا هم برخي از آنها را اصلاْ ندانيم و در سراي ديگر دريابيم...
فكر كنم بحث داره روي روال خوبي پيش ميره ...
ضمناْ قبلا در اين خصوص دو استفتاء را در اولين پست اين تاپيك مطرح كرده بودم و حالا جواب استفتاء سوم از دفتر حضرت آيت الله سيستاني هم بدستم رسيده است :
سوال 1 - آيا سگ نجس است ؟
سوال 2 - نگهداري سگ درمنزل اشكال شرعي دارد؟
جواب يك - بله - نجس است.
جواب دو - مكروه است. |
|
| |
|
|
 |
23 بهمن 1386 - 17:09 |
 |
نويسنده |
پيام |
محمد كدخدايي كاربر نيمه فعال

عضو شده در: 10 بهمن 1386 پست: 18
|
| عنوان: Re: شيطان وسگ ؟ |
|
|
با سلام
| دكتر محمد لطفي زاده نوشته است: | با سلام و احترام
دوست عزيز جناب آقاي كدخدايي
در آنچه اخيرا فرموديد چند نكته نهفته است:
1 - مايلم سند آنچه از آن به منشاء شيطاني سگ اشاره داشتيد را ارايه دهيد. . |
البته اين نوع نقل بيان به نحوي تحريف معنوي است. منظور از منشا خلقت سگ بود كه ممكن است با منشا خلقت جن يكي باشد .(به خاطر احتمال چنين چيزي بنده در قالب مثال گفتم)
روايات علل الشرائع ج2 496 250 باب علة خلق الكلب: ..... ص : 496
حدو 6 روايت وجود دارد كه منشا سگ و يا بعضي از انواع سگ را از منشا جن مي دانند براي ديدن اين روايات مراجعه كنيد به كتاب شريف الكافي 6 552 باب الكلاب ..... ص : 552
| نقل قول: | البته بايد اينجا متذكر شوم كه داريم به يكي از اهدافي كه در اين تاپيك داشتم نزديك ميشويم و آن بحث بر سر كلمه نجس است كه مختصري قبلاْ به آن اشاره نموده بودم.
|
بله توجه به اينكه معناي نجاست غير از آن چيزي است كه بيشتر مردم فكر مي كنند هدف صحيحي است لكن توجه به اين نكته كه سگ به خاطر يكسري از مفاسدي كه دارد نجس است ولي اين مفاسد دليل بر عدم جواز انتفاع يا استفاده از آن يا كثيفي و حتي تماس با آن نيست هر چند چنين احتمالاتي وجود دارد ولي حكم نجاست بيان كننده آن نيست وكثيفي وآلودگي را دامپزشك بايد مشخص كند نه فقيه و بالعكس نجاست را فقيه بايد مشخص كند نه دامپزشك .
| نقل قول: | آيا همه فرشتگان از آتش هستند؟ اگر اينطور است پس چطور ساليان سال با ابليس در بهشت به عبادت مي پرداختند و باهم قابل جمع بودند؟
| فرشتگان از آتش نيستند اصلا مادي نيستند . شيطان و جن از آتش است.
به نظر مي رسد بر خلاف اخطار بنده دچار خلط شده ايد بنده قبلا هم تذكر دادم كه سازوكار و اسباب و علل معنوي را با اسباب و علل مادي خلط نكنيد . شيطان و فرشته تاقبل از سركشي شيطان از نظر معنوي قابل جمع بودند ولي بعد از سركشي قابل جمع نيستند ومنظور هم جمع مكاني يا زماني نيست چون كه فرشته از مكان و زمان مجرد است منظور جمع معنوي است
| نقل قول: | مثالي كه آورديد و بعد نتيجه عجيبي كه گرفتيد و گفتيد كه حيوان و فرشته در يكجا نمي توانند جمع شوند باعث تعجب است!!! اين موضوع جسارتاْ به يك خيالبافي شبيه است تا يك استدلال يا لااقل شايد بتوان آنرا نوعي تفسير به رآي دانست
| باعث تاسف است . آقا جان گفتم كه مثال بود نه تفسير و نه تاويل و نه استدلال تام!!!! مثال يك جنبه تقريب دارد و 1000 جنبه اسبعاد. . مخاطب فهيم بايستي جنبه تقريب آن را اخذ كند . وقتي مي گ.يم فلاني مثل شير است منظور آن نبوده كه حيوان درنده و كثيفي است كه دهانش بوي گند مي دهد!!!
ضمنا نگفتم كه حيوان با فرشته جمع نمي شود بلكه گفتم بعضي حيوانات مانند سگ با فرشته قابل جمع نيستند.
| نقل قول: | | باز تاكيد ميكنم كه بحث شراب و سگ و ... كه گفتيد از نظر سند و صحت روايت همگي از وزن يكسان برخوردارند؟ با اينكه مطمين نيستم اما فكر ميكنم اينطور نباشدقبلاْ هم در اين زمينه توضيح دادم كه عدم ورود سگ به خانه اي كه در آن شراب است با سگ از نظر شان نزول و موقعيت مكاني و زماني متفاوت بوده و البته صحت حديث مذكور در مورد سگ هم قابل ترديد است هرچند كه كاملاْ رد نشده است. |
متاسفانه به نظر مي رسد شديدا بيان بنده را تحريف مي كنيد!!! به غير علم سخن مي گوييد و ...
اميد وارم دچار عناد نگرديد بد مهلكه اي است .
دوستانه گفتم ناراحت نشويد
4 | نقل قول: | | در موردي كه فرموده بوديد كه شيطان خود را برتر از انسان ميدانست (انا خير منه) اين اتفاقاْ همانطوركه قرآن كريم هم اشاره فرموده است حاكي از برداشت اشتباه شيطان بوده است و لذا در آنجا مقايسه منشاء وجودي كاملا مردود است. |
بله همانطور كه گفتم شيطان خود را از نظر منشا وجود برتر مي دانست لكن خداوند در قران منشا وجود را ملاك ارزشمندي براي برتري به رسميت نمي شناسد .
ولي اينكه از منشا وجود انسان به عنوان لجن بدبو و يا مني نجس ياد مي كند و از منشا وجودي شيطان به عنوان شيطان كه جسم لطيف است ياد مي شود نوعي احتمال برتري اشاره مي كند ولي اين برتري ملاك ارزشگذاري الهي نيست.
--------------------------------------------------
| نقل قول: | | مجددا تاكيد ميكنم كه بنده در اين تاپيك درس مي آموزم و خداي نكرده قصد پاسخگويي ندارم. اگر سوالاتي مي پرسم براي روشن شدن ذهن خود و ساير علاقه مندان است. |
خواهش مي كنم
بنده هم در مقام تعليم نيستم در مقام رفع سوءتفاهم هستم
ضمن آنكه از يك مباحثه حضوري با همه دوستان استقبال مي كنم
--------------------------------------------------
| نقل قول: | | با توضيحات جناب آقاي دكتر اردلان فكر كنم كه مشخص شده باشد كه بيماريهاي مشترك نمي تواند دليلي بر نجاست باشد. |
بله بيماري يا هر مطلبي كه در مورد جنبه هاي عاطفي يا رواني در مورد ارتباط با سگ گفته شد دليل نجاست نيست بلكه در فلسفه نجاست بررسي مي شود . منظور از فلسفه احكام هم آن است كه :
از آنجايي كه در اسلام احكام بر اساس مصالح و مفاسد نفس الامري است حكم وضعي نجاست براي سگ هم يكي از احكام است كه به خاطر وجود مفاسد مادي يا معنوي كه براي انسان دارد وضع شده است لذا در فلسفه احكام مواردي كه احتمال دارد (قت كنيد ) احتمال دارد به خاطر آن سگ نجس شمرده شود بررسي مي شود . اين به معني علت حكم نيست.
اگر احتمالا كسي از دوستان از نحوه بحث ناراحت مي شود و احساس تندي مي كند عذر خواهي منمايم .
بنده بعنوان كسي كه هم در حوزه حضور داشته و هم با دانشجويان در ارتباطم احساس مي كنم كه گاهي دانشجويان محترم از طرز مباحثه حوزوي رنجيده خاطر مي شوند لذا عذرخواهي مي كنم.
البته كساني كه از جو مباحثه طلبگي آگاهي داشته باشند اين نحو بحث برايشان شيرين وجذاب است |
|
| |
|
|
 |
23 بهمن 1386 - 17:39 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: بحثهاي طلبگي... |
|
|
با سلام و احترام
جناب آقای کدخدایی
1 - خوشحالم که جمله قبلی خود را اصلاح فرمودید. چون شما صریحاً به منشاء شیطانی سگ اشاره کرده بودید و از اینکه آنرا به جن و آنهم احتمال تغییر دادید و اصلاح فرمودید سپاسگزارم.البته درست است كه آنرا به عنوان فرض مطرح ساختيد اما در داخل پرانتز با بيان جمله در برخي روايات به اين فرض اعتبار مضاعف بخشيده بوديد.
2 - من هنوز هم نفهمیدم که به چه دلیلی این مسئله را تکرار می کنید که سگ با فرشته در یکجا جمع نمی شود؟!!!!
3 - من دقیقاً آنچه فرمودید را گفتم و قصد تحریف هم نداشتم و ندارم. مورد یک مثال خوبی برای اثبات حرف بنده است. شما آنچه ادعا کردید را بلافاصله در یک پست دیگر عوض فرمودید. با این حال اگر من در برداشت از آنچه گفتید اشتباه کرده ام عذر میخواهم. امیدوارم با هم کمک کنیم زوایای این بحث کاملاً روشن شود.
4 - در مورد فلسفه نجاست هم که فرمودید خوب است که داریم به جاهای روشنی میرسیم. هدف من از ایجاد این تاپیک این بود که فلسفه های رایج که برگرفته از همان احتمالات است – درست یا غلط - با پاسخ هایی همراه است که بعضاً نقض آنها را در پی دارد. می خواستم به اینجا برسم که در بسیاری از موارد فلسفه احکام مشخص نیست و اینجاست که به کلام متوسل میشویم و از جنبه تعبدی اگر روایت صحیحه ای داریم به آن سرمی نهیم.
5 - من که حقیقتاً از این بحث لذت بردم و چیزهای زیادی یاد گرفتم. اگر دوستان دیگر از این نوع بحث ناراضی هستند با اعلام آن انشاء الله در صدد تلطیف بحث هم خواهیم بود.
با تشکر از زحماتی که در تایپ این موارد متحمل شدید.
ضمناْ بسيار مايلم كه متن عربي و فارسي و منبع احاديث مرتبط را در اين تاپيك منتشر كنيم. انشاء الله به زودي هم خودم قسمتي از اينكار را انجام خواهم داد و احاديث مرتبط با اين موضوع را منتشر خواهم كرد تا زمينه دسترسي همگان به آن ها فراهم آيد. در اين زمينه به كمك جنابعالي و ساير دوستان و اهالي علم و تحقيق نيازمنديم. |
|
| |
|
|
 |
24 بهمن 1386 - 13:42 |
 |
نويسنده |
پيام |
محمد كدخدايي كاربر نيمه فعال

عضو شده در: 10 بهمن 1386 پست: 18
|
| عنوان: Re: بحثهاي طلبگي... |
|
|
| دكتر محمد لطفي زاده نوشته است: | با سلام و احترام
جناب آقای کدخدایی
1 - خوشحالم که جمله قبلی خود را اصلاح فرمودید. چون شما صریحاً به منشاء شیطانی سگ اشاره کرده بودید و از اینکه آنرا به جن و آنهم احتمال تغییر دادید و اصلاح فرمودید سپاسگزارم.البته درست است كه آنرا به عنوان فرض مطرح ساختيد اما در داخل پرانتز با بيان جمله در برخي روايات به اين فرض اعتبار مضاعف بخشيده بوديد.
2 - من هنوز هم نفهمیدم که به چه دلیلی این مسئله را تکرار می کنید که سگ با فرشته در یکجا جمع نمی شود؟!!!!
3 - من دقیقاً آنچه فرمودید را گفتم و قصد تحریف هم نداشتم و ندارم. مورد یک مثال خوبی برای اثبات حرف بنده است. شما آنچه ادعا کردید را بلافاصله در یک پست دیگر عوض فرمودید. با این حال اگر من در برداشت از آنچه گفتید اشتباه کرده ام عذر میخواهم. امیدوارم با هم کمک کنیم زوایای این بحث کاملاً روشن شود. |
با سلام
بنده واقعا متاسفم از اين تجاهل شما
يك عقيده اشتباه را در پيش گرفته ايد و همه چيز را بر اساس آن قصد داريد توجيه و تحريف كنيد.
بنده منشا شيطاني بودن (به معناي آنكه از نظر وجود خارجي جنس سگ ممكن است با جنس شيطان كه اوهم از جن است يكي باشد) را از همان ابتدا به عنوان يك احتمال مطرح كردم . البته احتمالي كه در احاديث و روايات متعددي مطرح شده است. اگر كمي اطلاعات ديني داشته باشيد يا قرآن خوانده باشيد براي شما واضح خواهد بود كه منشا وجودي جن و شيطان يك چيز است
روايات در اين مورد هم علاوه بر روايتي كه قبلا به علل الشرايع ارجاع دادم روايات زير است.
اگر مشكل فهم يا ترجمه داريد اعلام كنيد تا برايتان ترجمه كنم وولي از تحريف و تجاهل و احتمالا لجبازي و عناد دوري كنيد.
بَابُ تَأَكُّدِ كَرَاهَةِ اتِّخَاذِ الْكَلْبِ الْأَسْوَدِ وَ الْأَحْمَرِ وَ الْأَبْلَقِ وَ الْأَبْيَضِ
15464 مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ الْكَلْبُ الْأَسْوَدُ الْبَهِيمُ مِنَ الْجِنِ
15465 وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِيمَا بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ- إِذِ الْتَفَتَ عَنْ يَسَارِهِ فَإِذَا كَلْبٌ أَسْوَدُ بَهِيمٌ فَقَالَ مَا لَكَ قَبَّحَكَ اللَّهُ مَا أَشَدَّ مُسَارَعَتَكَ فَإِذَا هُوَ شَبِيهٌ بِالطَّائِرِ فَقُلْتُ مَا هَذَا جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ هَذَا عَثِمٌ بَرِيدُ الْجِنِّ مَاتَ هِشَامٌ السَّاعَةَ فَهُوَ يَطِيرُ يَنْعَاهُ فِي كُلِّ بَلْدَةٍ
15466 وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ سَالِمٍ أَبِي سَلَمَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع
وسائل الشيعة، ج11، ص: 533
قَالَ سُئِلَ عَنِ الْكِلَابِ فَقَالَ كُلُّ أَسْوَدَ بَهِيمٍ وَ كُلُّ أَحْمَرَ بَهِيمٍ وَ كُلُّ أَبْيَضَ بَهِيمٍ فَذَلِكَ خَلْقٌ مِنَ الْكِلَابِ مِنَ الْجِنِّ وَ مَا كَانَ أَبْلَقَ فَهُوَ مَسْخٌ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ
45 بَابُ كَرَاهَةِ الْأَكْلِ مَعَ حُضُورِ الْكَلْبِ إِلَّا أَنْ يُطْعَمَ أَوْ يُطْرَدَ
15467 مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مِسْمَعٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْكِلَابُ مِنْ ضَعَفَةِ الْجِنِّ فَإِذَا أَكَلَ أَحَدُكُمُ الطَّعَامَ (وَ شَيْءٌ مِنْهَا بَيْنَ يَدَيْهِ) فَلْيُطْعِمْهُ أَوْ لِيَطْرُدْهُ فَإِنَّ لَهَا أَنْفُسَ سَوْءٍ
أَقُولُ وَ تَقَدَّمَ مَا يَدُلُّ عَلَى إِطْعَامِ الدَّوَابِّ فِي الصَّدَقَةِ وَ غَيْرِهَا
اين مطلب را هم كه به عنوان احتمال مطرح كردم به خاطر ضعف روايات نيست چراكه دو تا ار اين روايات صحيحه است . بلكه سرش در اين است كه اين روايات در مقام بيان حكم نيست . |
|
| |
|
|
 |
24 بهمن 1386 - 13:58 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: تجاهل؟ |
|
|
با سلام و احترام
اول از همه از لقبي به بنده محبت فرموديد (تجاهل) تشكر ميكنم!!!
دوم اينكه كافي است شخصي پستهاي قبلي شما را بخواند تا متوجه شود كه جنابعالي چه موضوعي را از نظر منشاء وجودي شيطان و سگ بيان كرده بوديد كه ديگر لازم نمي بينم در اين مورد بحث را ادامه دهم چون هر دو پست موجود و قابل بررسي مجدد است.
گرچه در پست اخيرتان جن را هم به شيطان و فرشته و سگ اضافه كرديد و ظاهراْ قصد داريد كه منشاء همه اينها را يكي كنيد.
ان شاءالله كه در پي حقيقت باشيم.
اما ديگر لزومي به ادامه اين مقطع از بحث نمي بينم. البته به نظر شما هم احترام مي گذارم.
آنچه مهمتر از اين بحث است همان است كه قبلا هم درخواست كردم و آن انتشار متن عربي و فارسي و منابع احاديث مرتبط با اين بحث است كه ظاهراْ شما پيشقدم شده ايد كه از اين بابت جاي تشكر دارد. اميدوارم بتوانيم در اينجا به صورت دسته بندي شده و حتي با قرنهاي آن يعني اينكه اين حديث مربوط به چه قرني است احاديث را منتشر كنيم. چون در جلسه اي به من گفتند كه احاديث مربوط به نجاست سگ صرفاْمربوط به بعد از قرن هفتم است كه بعيد مي دانم اينگونه باشد. البته ايشان معتقد بود كه اگر هم سخني از پيامبر بوده بعد از قرن هفتم هجري نقل شده است. به هر حال اميدوارم اي موضوع هم در كنار ديگر موضوعات روشن گردد.
از تلاش شما و ساير دوستان در اين تاپيك هم تشكر ميكنم. |
|
| |
|
|
 |
24 بهمن 1386 - 20:48 |
 |
نويسنده |
پيام |
محمد كدخدايي كاربر نيمه فعال

عضو شده در: 10 بهمن 1386 پست: 18
|
| عنوان: Re: تجاهل؟ |
|
|
| دكتر محمد لطفي زاده نوشته است: | با سلام و احترام
آنچه مهمتر از اين بحث است همان است كه قبلا هم درخواست كردم و آن انتشار متن عربي و فارسي و منابع احاديث مرتبط با اين بحث است كه ظاهراْ شما پيشقدم شده ايد كه از اين بابت جاي تشكر دارد. اميدوارم بتوانيم در اينجا به صورت دسته بندي شده و حتي با قرنهاي آن يعني اينكه اين حديث مربوط به چه قرني است احاديث را منتشر كنيم. چون در جلسه اي به من گفتند كه احاديث مربوط به نجاست سگ صرفاْمربوط به بعد از قرن هفتم است كه بعيد مي دانم اينگونه باشد. البته ايشان معتقد بود كه اگر هم سخني از پيامبر بوده بعد از قرن هفتم هجري نقل شده است. به هر حال اميدوارم اي موضوع هم در كنار ديگر موضوعات روشن گردد.
از تلاش شما و ساير دوستان در اين تاپيك هم تشكر ميكنم. |
آخرين سلام و بدرود
در آخرين پست خود در اين تالار چند نكته را عنوان مي نمايم
1)از همه دوستاني كه همراهي كردند تشكر مي كنم و اگر كسي خصوصا آقاي لطفي رنجشي احساس كردند به بزرگواري خود ببخشند .
از لفظ تجاهل هم خداي ناكرده فحش اراده نكرده ام معني تجاهل يعني عالمي كه مي داند ولي نمي خواهد تاييد كند .
2) احاديث و روايات همگي مربوط به قرن اول هجري تا اواسط قرن سوم است و اصالتا مربوط شدن يك روايت به بعد از قرن سوم مانند آن است كه بگوييم كتاب آقاي لطفي در 50 سال قبل از او منتشر شده است!!!!
رواياتي كه در مورد نجاست سگ است همگي در كتب اربعه شيعه وجود دارد كه قديمي ترين آن كتاب شريف كافي است دانشمند فقيه شيعه در قرن سوم و معاصر با عصر اپمه عليهم السلام است و بعد از با فاصله اندكي من لايحضرالفقيه شيخ صدوق است كه آنه هم فقط روايات صحيح را جمع آوري كرده است .
دوستانه مي گويم به نظر مي رسد اطلاعاتتان در مورد منابع فقهي و روايي بسيار اندك باشد به نحوي كه از مسلمات آن خبر نداريد لذا توصيه مي كنم از يك عالم ديني استفاده كنيد چرا كه اين هدفي كه داريد با معلومات در حد شما تحقق پيدا نمي كند.ولي اگر اصرار داشتيد و خواستيد اين كار را انجام دهيد توصيه مي كنم از همان كتب اربعه استفاده كنيد كه همگي در نرم افزاري كه قبلا معرفي كردم وجود دارد.
3)يك نكته ديگر هم در مورد كتب روايي خدمتتان عرض كنم و آن اينكه ما هزاران روايت داريم كه مرحوم علامه مجلسي آنان را در 110 جلد بحار الانوار جمع آوري كرده اند ولي از بين اين روايات چيزي حدود 20 جلد آن را روايت معتبر تشكيل مي دهد كه روايات جمع شده در كتب اربعه از اهم آنان است و شيخ حر عاملي بهترين و معتبرترين روايات مربوط به احكام را در وسايل الشيعه جمع آوري و بر اساس آن فتوا داده اند . لذا به خاطر اينكه جنابعالي توانايي بررسي رجالي و يا استباط روايي نداريد توصيه مي كنم كه به اين مجموعه مراجعه كنيد و هر جا را نتوانستيد درك كنيد از اهل علم بپرسيد
4) يك نتيجه گيري از كل مباحث اراپه شده در پست بعدي ارا په مي دهم |
|
| |
|
|
 |
24 بهمن 1386 - 20:50 |
 |
نويسنده |
پيام |
محمد كدخدايي كاربر نيمه فعال

عضو شده در: 10 بهمن 1386 پست: 18
|
| عنوان: حسن ختام مباحث!!! |
|
|
نتیجه گیری :
در اسلام حکم نجاست سگ فی الجمله مورد اتفاق تمام فرق اسلامی بوده و ادله معتبری بر آن اقامه شده که به هیچ وجه جای شبهه ای در آن باقی نمی گذارد.لکن توضیح این مطلب ضروری است که اساسا مفهوم نجاست با مفهوم کثیفی یا آلوده بودن متفاوت است. نجاست یک شی همیشه به معنای آلوده بودن آن و یا عدم جواز استفاده و انتفاع و یا حتی تماس با آن نیست.
بلکه نجاست در فقه یعنی یک حکم وضعی که سبب ایجاد محدودیت در بعضی انتفاعات مانند حرمت خوردن و یا عدم جواز در نماز و امثال آن می باشد.
همانگونه که بحث از انواع بیماریهای دامی و راه علاج آن یک مبحث مربوط به علم دامپزشکی است و به وسیله ابزار آزمایشگاهی قابل تحقیق است ،مفهوم نجاست هم یک مفهوم فقهی و بحث از نجاست سگ یک بحث تخصصی فقهی است لذا بایستی به روش و متد فقهی به بررسی آن پرداخت و به وسیله میکروسکوپ یا تحقیقات تجربی نمی توان حکم به نجاست یا طهارت یک شی و از جمله سگ نمود .
از آن گذشته معیار و ملاک معرفی بعضی مخلوقات به عنوان نجس مصالح و مفاسد معنوی و مادی ، فردی واجتماعی، دنیوی و اخروی و...است که علوم تجربی فقط قادر به شناسایی بخشی از مصالح مادی و فیزیکی است و به هیچ وجه قادر به شناسایی سلسله اسباب و عوامل معنوی نیست. |
|
| |
|
|
 |
2 اسفند 1386 - 21:10 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: احاديث مرتبط با دامپزشكي |
|
|
با سلام و احترام
انشاء الله به زودي و در هفته آينده كار انتشار احاديث مرتبط با بحث اين تاپيك كه در كتب معتبر فقه شيعه آمده است نظير كتاب استبصار - تهذيب - من لا يحضره الفقيه - اصول كافي - بحار الانوار و غيره را آغاز خواهم نمود. از عموم علاقه مندان خواهشمندم اينجانب را در اين امر ياري نمايند.
ضمناْ به اطلاع ميرساند كه به پيشنهاد اينجانب قرار شده است كه در سازمان نظام دامپزشكي با دعوت از متخصصين دامهاي كوچك و با حضور نماينده محترم ولي فقيه در سازمان دامپزشكي ميزگردي با عنوان مشكلات كلينيك هاي دام كوچك برگزار گردد. البته اميدوارم اين موضوع مانند برخي موارد ديگر كه كم هم نيستند به فراموشي سپرده نشود. حداقل تا خودم در سازمان نظام حضور دارم به شدت اين موضوع را پيگيري خواهم نمود.
باز هم به اطلاع ميرساند كه به پيشنهاد اينجانب در كميته دامهاي كوچك سازمان نظام دامپزشكي برنامه مستند (مد شده) كه از صدا و سيما پخش شده است مورد بازبيني قرار خواهد گرفت و با مستندات علمي اظهار نظرات اشتباه برنامه مذكور به رياست سازمان صدا و سيما گوشزد خواهد شد.
در همين زمينه نيز اينجانب اخيراْ نامه اي به رييس سازمان صدا و سيما نوشته بودم كه در همين سايت منتشر شده بود.
انشاء الله همگي ما منصفانه به دفاع از اصول و صنف دامپزشكي بپردازيم. |
|
| |
|
|
 |
2 فروردين 1387 - 16:26 |
 |
نويسنده |
پيام |
darkstreet كاربر نيمه فعال

عضو شده در: 5 بهمن 1386 پست: 21
|
| عنوان: |
|
|
این تاپیک یکی از بهترین تاپیک هایی بوده که در ان به ارائه نظر پرداخته ام
واقعا خوشحالم که با اساتیدی همچون اقای لطفی زاده, اقای کدخدایی و جناب اقای مظاهری تبادل نظر کرده ام
جای بسی شکر است که اجازه بررسی یک مسئله دینی را به افراد عادی جامعه داده اند!
چیزی که ریشه در خون و فرهنگ یک ملت داشته باشد اشتباه یا درست نمی توان ان را تغییر داد ان هم ملتی که این چنین باشند!
گفته های اقای مظاهری واقعا صحیح و عالی بودند و از همکاری ایشان در بحث تشکر فراوان می کنم
برای کسانی که به طور حقیقی وارد بحث معنویات شده اند بحث نجاست سگ واقعا خنده اور است انهایی که حقیقت زندگی و افرینش را دریافته اند می فهمند که همه اینها قراردادهایی است برای ادمی که خود را محصور و محدود کند
واقعا مایلید حقیقت وجود سگ را ببینید؟!! اشکالی ندارد فقط کافیست چشم سوم خود را ( چشم برزخ) فعال کنید تا قدرت دیدن هاله موجودات را بدست اورید
بدون شک از انچه که خواهید دید شگفت زده می شوید با بررسی رنگ هاله خواهید فهمید بسیاری از انسان های تعصبی و مثلا دیندار وجودی سرشار از گناه و خشم دارند و بسیاری مردم ساده از وجودشان نور می تابد به سگ هم نگاه کنید و رنگ هاله بدنش را بینید دقیق به خاطر ندارم که ذات پلید هاله اش چه رنگی است ولی می توانید رنگ هاله سگ را در اینترنت جست و جو کنید و از حقیقت وجودش اگاهی یابید
بد نیست مطالعه ای در زمینه متافیزیک داشته باشید:
http://forum.p30world.com/showthread.php?t=12424&page=246
در پایان فقط یم جمله از خود به یادگار می گذارم:
مذاهب همانند قايقي هستند كه مردم براي رسيدن به تعالي سوار ان مي شوند ولي به جاي هدف عاشق قايق مي گردند.
تعصب در دين يعني همين! |
|
| |
|
|
شما نمي توانيد در اين بخش موضوع جديد پست كنيد شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش ويرايش كنيد شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش حذف كنيد شما نمي توانيد در اين بخش راي دهيد
|
|
صفحه 5 از 5 رفتن به صفحه قبلي 1, 2, 3, 4, 5 |
|
|
|