|
| |
|
|
تمام زمانها بر حسب GMT + 4 Hours ميباشند
|
|
 |
11 بهمن 1386 - 16:12 |
 |
نويسنده |
پيام |
دكتر محمد لطفي زاده كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 6 مهر 1385 پست: 202
|
| عنوان: جناب سرهنگ دكتر مقصودي |
|
|
با سلام و احترام
به مناسبت روز نيروي هوايي (19 بهمن) گفتگويي با جناب آقاي دكتر مقصودي در نشريه حكيم مهر انجام شده كه مشروح آنرا در ذيل مي خوانيد :
ساعت 10 صبح روز دهم بهمن ماه با ایشان در محل کارشان در بیمارستان بعثت قرار ملاقات داشتم. ده دقیقه زودتر از موعد به آنجا رسیدم. وقتی از پلههای بیمارستان بالا می رفتم و انبوه پزشکان و کادر درمانی پزشکی را می دیدم به خودم می بالیدم که معاونت بهداشت در این میان یک دکتر دامپزشک است. به اتاق ایشان که رسیدم اجازه خواستم و آقای دکتر مقصودی مثل همیشه به گرمی حقیر را مورد لطف قرار دادند. مصاحبه را در حضور یکی از همکاران دامپزشک آن معاونت جناب سروان دکتر یونسی انجام دادم. جناب سرهنگ دکتر مقصودی وقتی از نقش دامپزشکان در بهداشت عمومی سخن می گفت چشمانش برق عجیبی می زد و زمانی که خاطره ای تلخ از دوران طبابت و خدمتش را تعریف نمود حلقه اشک در چشمانش پدیدار شد. لبخند همیشگی بر لبان ایشان و خلق خوش و برخوردهای مناسب و ملاطفت آمیزشان با پرسنل نظرم را بسیار جلب نمود. مهمترین نکته ای که در این مصاحبه مورد تأکید ایشان قرار می گرفت خواستن و توانستن بود. دستکاری و امید را بارها به حقیر گوشزد و از لطف خداوند به سبب کمکی که به ایشان فرموده و موفقیتهای بزرگی نصیبشان شده است سپاسگزاری می کردند. آنچه در ذیل می آید حاصل گفتگوی ایشان با نشریه حکیم مهر است :
- آقای دکتر در ابتدا تشکر می کنم از وقتی که علیرغم مشغله خیلی زیاد به این مصاحبه اختصاص دادید. روز نیروی هوایی را هم پیشاپیش به جنابعالی و همه همکاران ارجمندتان تبریک عرض می کنم. به عنوان سؤال اول خواهش می کنم قدری از خودتان بفرمایید که چرا دامپزشک شدید و چطور به این مرحله و موقعیت فعلی رسیدید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. در سال 57 همزمان با دانشکده افسری امام علی (ع) در دانشگاه تهران هم تحصیل در رشته دامپزشکی را شروع کردم. از قبل آن شناخت زیادی از این رشته نداشتم ولی به مرور به آن علاقه مند شدم. بیشتر تمرکزم را در دوران تحصیل بر روی طیور و بیماریهای آن گذاشتم بطوریکه در سال 65 که فارغ التحصیل شدم نسبت به همکارانم در زمینه طیور وضعیت مناسبی داشتم. در آن زمان چون نظامی هم بودم به عنوان بازرس مواد غذایی نیرو شروع بکار کردم. البته یک دوره یک ساله در ارتش و چند ماه هم در آزمایشگاه نیروی زمینی در میدان رشدیه و 8 ماه هم اینجا در کنار آقای دکتر حسینی آموزش عملی دیدم و کارم را شروع کردم. این مسئله ادامه داشت تا یک سال پیش که این مسئولیت را پذیرفتم. البته از نظر سازمانی جزو اداره بهداشت بودم ولی از سال گذشته تاکنون به عنوان معاون بهداشت نهاجا عهده دار مسئولیت گشتم.
- پس آقای دکتر قبل از اینکه دامپزشکی را در دانشگاه بخوانید شناختی از این رشته نداشتید؟
هیچ شناختی نداشتم و اصلاً نمی دانستم این رشته وجود دارد. حتی اصلاً با دامپزشک برخورد نکرده بودم. اما وقتی وارد شدم علاقه مند گشتم و سعی کردم درسم را خوب بخوانم که همکلاسیهای من این مسئله را تأیید می کنند.
- از همکلاسیهایتان افرادی هستند که امروز نظیر حضرتعالی در مسئولیتهای خطیر و موفق باشند؟
بله ، آقای دکتر مطلبی را که همه می شناسند همکلاس من بود. رئیس پیشین نظام آقای دکتر صفاریان البته به دلیل زندان رفتن قبل از انقلابشان بعداً همکلاس ما شدند. آقای دکتر هاشم زاده نخستین رئیس سازمان نظام هم همکلاس من بودند. آقای دکتر خسروی در سازمان دامپزشکی از دوستان صمیمی من بودند. آقای دکتر قاجار هم به همین نحو همکلاس من بودند.
- به نظر می آید نسل طلایی دامپزشکی هستید؟
بله ، همدوره ایهای ما که در دوران انقلاب فعالیتهای زیادی داشتند بعد از آن هم مسئولیتهای مهمی را پذیرفتند.
- اگر اجازه بفرمایید راجع به مسئولیت فعلی شما قدری صحبت کنیم. مشخصاً بفرمایید که هدف و کار اصلی معاونت بهداشت نهاجا چیست؟
هدف اصلی ما حفظ بهداشت است. ما شعاری داریم که سرباز سالم محور امنیت پایدار است و این مسئله خیلی برای ما مهم است. به همین علت در درجه اول سلامت پرسنل و سربازانمان برای ما از اهمیت فوق العاده بالایی برخوردار است. حتی اینجا زیرمجموعه ای داریم به نام بهداشت روان که نشانه اهمیت این مسئله است تا جایی که در همه پادگانهای ما متخصصین بهداشت روان حضور دارند و سربازان را کنترل و به ما گزارش می کنند. به هر حال اگر کسی از لحاظ روانی در سلامت کامل نباشد نباید اسلحه به دست بگیرد و پاسدار شود.
- آقای دکتر ، دامپزشک این توانایی را دارد که در مجموعه معاونت بهداشت وارد شده و فعالیت کند؟
دقیقاً ، شما خودتان به عنوان دامپزشک می دانید که چقدر این رشته وسیع و گسترده است. دامپزشکی فقط درمان دام نیست. در مرحله اول دامپزشک باید پیشگیری را خوب بلد باشد. دامپزشکی کاری اقتصادی است. اگر قرار باشد که دام بیمار شود و بعد به درمان آن بپردازیم که اصلاً اقتصادی نیست. ما هم کارمان پیشگیری است. این پیشگیری می تواند مثلاً در قسمت بهداشت مواد غذایی باشد. شما تصور کنید که یک فرد ممکن است در ماه یا حتی سال یکبار به پزشک مراجعه کند اما همه مردم در سه وعده غذایی روزانه خود مرتب با دامپزشکی سروکار دارند. یعنی در پادگانهای ما دامپزشک این معاونت عملاً روزی سه بار با پرسنل سروکار داشته و افراد بطور مستمر نظارت و حاصل کار وی را می بینند و از آن در جهت دریافت غذای سالم بهره مند میشوند. فوق العاده تلاش میشود که از خرد تا کلان پرسنل از سلامت برخوردار باشند. این سلامت می تواند شامل بهداشت محیط ، واکسیناسیون ، مواد غذایی ، آب ، دفع بهداشتی فاضلاب و زباله های بیمارستانی باشد. کنترل و انجام این مسائل همه زیر نظر مسئول قسمت طب پیشگیری است.
- شما به طب پیشگیری اشاره فرمودید. اگر امکان دارد قدری بیشتر در این خصوص توضیح بفرمایید.
تقدم پیشگیری بر درمان به عنوان یک اصل پذیرفته شده مطرح است. پیشگیری محاسنی دارد. مثلاً روش پیشگیری بسیار آسان است و کم هزینه و اطمینان بخش است و درد و رنجی هم به انسان تحمیل نمی کند. به دارو و تجهیزات پیشرفته آنچنان نیازی نیست و لذا وابستگی به بیگانگان را کم می کند. تصور کنید که دستگاه MRI بطور مثال که خودمان تولید نمی کنیم موقع خرید وابستگی ایجاد می کند. پیشگیری یعنی کاری کنیم که فرد بیمار نشود و از راههای مختلفی انجام می شود. از بهداشت روان و محیط گرفته تا واکسیناسیون و بهداشت مواد غذایی و غیره.
- نام این معاونت بهداشت و سلامت است. آیا کارهای ترویجی هم دراین معاونت برای آموزش مردم غیر از پرسنل نیروی هوایی انجام می شود یا خیر؟
ما برای پرسنل نیروی هوایی و خانواده هایشان کار می کنیم. می دانید که پایگاههای نیروی هوایی دارای خانه های سازمانی هستند. در این مجموعه ها تمامی کارهایی که در پادگانها انجام میشود صورت میگیرد. بطور مثال امسال برای کل پرسنل نیروی هوایی ، سربازان و خانواده های آنان واکسن هپاتیت B را تزریق نمودیم که کار بزرگی بود. البته خدمات مشاوره و روانکاوی هم برای خانواده های آنان انجام میشود. کارهای معمول پیشگیری در پایگاههای ما که در زمینه بهداشت آب ، مواد غذایی ، دفع بهداشتی زباله و فاضلاب و غیره صورت میگیرد در مورد خانه های سازمانی هم انجام میشود.
- اگر در مورد این معاونت نکته خاصی باقیمانده بفرمایید تا به جنبه ها و سؤالات دیگری از این گفتگو بپردازیم.
بیشترین تأکید ما در این معاونت بر آموزش است. آموزش در طولانی مدت نتیجه مناسبی دارد. تلاش می کنیم از طریق لوح فشرده ، کتاب ، پمفلت ، جزوه و آموزشهای چهره به چهره به پرسنل نیروی هوایی ، سربازان و خانواده های آنان در زمینه پیشگیری آموزشهای لازم را منتقل نماییم. نسبتاً هم در این زمینه با توجه به بازخوردها رضایت حاصل شده است.
- توصیه شما به دامپزشکان جوانی که به تازگی وارد بازار کار شده اند چیست؟
می دانید که ما در این مجموعه با دامپزشکان جوانی که به عنوان دامپزشک وظیفه برای خدمت می آیند سالیان سال است سروکار داریم. خوشبختانه می بینم بسیار پرتلاش و پرانرژی هستند هر چند که متأسفانه شاید کشف نشده باشند و از توانمندیهای آنان به درستی استفاده نشده است. وقتی به آنها اهمیت دهیم و برای آنان ارزش قائل شویم به طرز باورنکردنی بازده دارند و بسیار پرتلاشند و البته خیلی کم توقع هستند. باور کنید! با هیچ و بسیار کم توقع کار می کنند. فقط باید برای شخصیت آنان ارزش قائل شد. خوشبختانه من تلاش کردم در این مدت که در نیروی هوایی بودم اینکار را انجام دهم و کسانی که به اینجا آمدند بسیار موفق بودند. حتی در کارهای بعدیشان هم به موفقیت دست یافتند. سعی کردم برای آنان دوران خوبی را ایجاد کنم و آموزش اجتماعی برای آنها باشد. فقط میخواهم به آنهایی که شاید بعضی جاها با دلخوری و دلسردی در اثر برخوردهای امثال من مواجه شوند بگویم که سعی کنند به دل نگیرند. بدانند که موفقیت برای آنها حتمی است و یک جوان به هرچه بخواهد میرسد. شکی نداشته باشد. فقط باید با تمام وجودش بخواهد. حتماً موفق میشود و خدا هم به او کمک می کند.
- بهترین خاطره شما در طول مدت فعالیتتان چیست؟
من همانطور که قبلاً اشاره کردم در دوران تحصیل تمرکزم بر روی بیماریهای طیور و پایان نامه ام هم در همین زمینه و با جناب آقای دکتر بزرگمهری بود. در جریان کاری که با ایشان انجام می دادم یکروز یک قطعه مرغ با علائم گامبورو به من نشان دادند. آنوقتها هنوز این بیماری در ایران شناخته شده نبود و ما فقط تئوری خوانده بودیم. از قضا اولین روزی که کلینیک زدیم آقای دکتر بزرگمهری من را برای ویزیت مرغداری یکی از مرغداران بزرگ فرستادند. در ابتدا فرد مرغدار با توجه به جوانی من و بدون اطلاع از اعتماد آقای دکتر بزرگمهری به اینجانب از این کار استقبال نکرد. وقتی به مرغداری وی رفتم و علائم را دیدم و با توجه به آنکه برنامه واکسیناسیون نیوکاسل هم کاملاً منظم بود به گامبورو با توجه به آنچه قبلاً دیده بودم شک کردم. اما خیلی دودل بودم که بگویم گامبورو است یا خیر؟ چون آنزمان گامبورو در ایران به این شکل نداشتیم و آنهم در یک مرغداری بسیار بزرگ و در اولین روز کاری اگر این بیماری را به اشتباه اعلام می کردم تمام موقعیت شغلی ام به خطر می افتاد. لذا گفتم که باید مرغهای شما آزمایش و کالبدگشایی شوند. حین کالبدگشایی از روی کتاب هم یکبار دیگر بیماری را چک کردم و مطمئن شدم که گامبورو است. به صاحب مرغداری که گفتم درگیر چه بیماری ای شده است چون اصلاً آنرا نشنیده بود اصلاً توجهی نکرد. من هم نسخه ای به فارسی شامل شکر و ملاس نوشتم و به وی دادم. او هم با نگاهی حاکی از عدم اطمینان و حتی تمسخر به من کرد. بعداً به من گفت که اول به این نسخه اعتنا نکردم اما با خودم گفتم ما که تا بحال ویزیت های کلان 200 هزار تومانی پرداخت کرده ایم و وضعیت درست نشده ، حالا چه اشکال دارد که یک ویزیت 2500 تومانی هم بدهیم و به نسخه عمل کنیم. می دانید که بیماری گامبورو اصولاً بعد از چند روز بدون اقدام درمانی هم محدود میشود. از این قضیه و روز اول ویزیت چند روزی گذشته بود. خود او برایم تعریف کرد که کارگر مرغداری به همین دلیل می بیند که تلفات به شدت پس از انجام دستورات مندرج در نسخه کم شده و سراسیمه خود را به منزل صاحب مرغداری میرساند و خبر از خوب شدن مرغها میدهد. این مسئله باعث تعجب وی میگردد و خود او در تعاونی مرغداران به بقیه مرغداران منطقه میگوید که این کلینیک جدید معجزه می کند! صبح روز بعد که به سر کار رفتم با صف طویل مرغداران مواجه شدم. ابتدا ترسیدم که چه اتفاقی افتاده است؟ بعد دیدم که آنها می گویند ما میخواهیم مرغهایمان را آزمایش کنید. چون من قبلاً گفته بودم که باید مرغهای آن مرغداری آزمایش شود آنها هم به همین منظور آمده بودند. طوری شده بود که ما شبها نیمه شب به اجبار کلینیک را تعطیل می کردیم و بقیه را موکول به روز بعد می نمودیم. این به هر حال یکی از خاطرات خوش من است.
- و تلخ ترین خاطره شما ؟!
یک روز فردی مضطرب به کلینیک مراجعه کرد. آنقدر مضطرب بود که حتی می خواست گریه کند. من مرغهایش را کالبدگشایی میکردم و در همین حین متوجه شدم که فوق العاده مضطرب و نگران است. گفتم مشکل چیست؟ گفت آقای دکتر مرغهایم در حال تلف شدن هستند. نمی دانم چه کنم؟ گفتم نگران نباش. خدا بزرگ است. گفت نه آقای دکتر !!! نگویید ! اگر مرغهام بمیرند کل خانواده من خواهیم مرد. من زندگیم این است. اگر این مرغهام بمیرند من زندان میرم و زن و بچه هام بی سرپرست میشوند. من ترجیح میدهم یکی از بچه هایم بمیرد ولی مرغهایم نمیرند!!! من خیلی این جمله برایم سخت بود. ببینید که یک انسان چقدر درمانده شده بود که حاضر بود یکی از فرزندانش بمیرند اما مرغهایش زنده بمانند. من آنجا متوجه شدم که چقدر کار ما می تواند جدی باشد و با سرنوشت مردم سروکار داشته باشد. اگر دوستانی هستند که این کار را جدی نمی گیرند واقعاً باید به آنها توصیه نمود که به درد دل آن فرد برسند.
- بله ، متأسفانه از این دست خاطرات کم هم سراغ نداریم!!! فکر می کنید برای اینکه مردم با نقش دامپزشکان در بهداشت عمومی جامعه آشناتر شوند باید چه کنیم؟
باید برای مردم توضیح بدهیم. تصور کنید که یک نفر پنیری که مصرف می کند اگر دامپزشکان متعهدانه کار نکنند و تست بروسلوز به بهترین شکل انجام نشود سلامت عمومی جامعه به خطر می افتد. باید مردم بدانند که یک دامپزشک متعهد می تواند به بهداشت عمومی جامعه فوق العاده کمک کند. اهمیت کار دامپزشکان در تأمین سلامت تخم مرغ و گوشت گرفته تا سایر مواد غذایی در هر سه وعده غذایی روزانه و نقش دامپزشکان در جلوگیری از بیماریهای مشترک را باید به آنها گوشزد نمود. از افتخارات نیروهای مسلح این است که در طول هشت سال دفاع مقدس ما یک اپیدمی و مسمومیت دست جمعی نداشتیم. جنگهای دنیا و گذشته ایران را بررسی کنید اپیدمی بیماریهای واگیر به چشم میخورد ولی ما در طول این 8 سال خدا را شکر چنین مشکلی نداشتیم که نشانه نقش افرادی است که در پشت پرده کار خود را به درستی انجام داده اند. نقش بزرگی در نیروهای مسلح دامپزشکان داشته و دارند. این باعث افتخار است. مسئله درمان لحظه ای است و شخص نزد پزشک میرود و نسخه ای میگیرد و سه روز بعد خوب میشود و نتیجه اش را می بیند ولی کار پیشگیری دراز مدت است و بعد از مدتها نتیجه میدهد. وقتی واکسیناسیون انجام می دهید و مثلاً واکسن هپاتیت می زنید آن فرد در طول 30 یا 40 سال زندگی آینده اش بطور مثال از این بیماری در امان خواهد بود. ما در این زمانی که خطر وجود آنفلوآنزا در کشور وجود داشت برای آشپزهایمان که با مرغ سروکار دارند و تمام پزشکان و پرستاران و دامپزشکان واکسن گران آنفلوآنزا را تهیه کردیم و تزریق نمودیم. توجه کنید که یک لحظه غفلت می تواند باعث بروز پاندمی شود. پیش بینی میشود که در آمریکا با همه تمهیدات واکسن و دارو که اندیشیده شده در صورت بروز پاندمی چهار میلیون نفر مرگ خواهد داشت. پس می بینید که چقدر کار پیشگیری مؤثر و مفید و مهم است.
- اتفاقاً آقای دکتر در مقاله ای دیدم که تعداد قابل توجهی از این تعداد مرگ و میر که اشاره فرمودید مربوط به کادر پزشکی و درمانی خواهد بود که خود این مسئله ضرری مضاعف در پی خواهد داشت.
بله ، البته با فیلمهایی که در این سالها در تلویزیون پخش شده نه بحد کافی اما تا حدودی مردم با دامپزشکان آشنا شده اند. اگر چه که این فیلمها معمولاً بر جنبه های درمانی دامهای کوچک متمرکز بوده اند و از خارج کشور تهیه شده بودند. به هر حال باید برای مردم توضیح داد که اگر دامپزشکان کار خود را خوب انجام دهند چه سودی برای آنان خواهد داشت.
- به عنوان کلام پایانی هر آنچه مایلید و تصور می فرمایید که جای آن در این گفتگو خالی بود را می شنویم :
روی صحبتم با دامپزشکان جوان است که درستکاری و امید را از دست ندهند. انسان با درستکاری و امید به همه جا میرسد. همین!!!
- مجدداً تشکر می کنم و روز نیروی هوایی را به جنابعالی تبریک می گویم. آرزو می کنم که سالهای سال با سلامتی و همینطور مصمم جناب آقای دکتر مقصودی را به عنوان افتخار جامعه دامپزشکی کشورمان صحیح وسالم ببینیم.
من هم از شما سپاسگزارم که زحمت کشیدید و تشریف آوردید. |
|
| |
|
|
شما نمي توانيد در اين بخش موضوع جديد پست كنيد شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش ويرايش كنيد شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش حذف كنيد شما نمي توانيد در اين بخش راي دهيد
|
|
|
|