نام مقاله :
مروری بر روشهای پیشگیری و کنترل بیماری بورس عفونی ( گامبورو ) .
تهیه ، تنظیم و ترجمه :
علیرضا گائینی ، دانشجوی رشته دکترای دامپزشکی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار .
آدرس پست الکترونیکی :
Alirezagaeeni@VetNews.Ir
Alirezagaeeni2000@Yahoo.com
معرفی :
بیماری بورس عفونی ( IBD ) از جمله بیماریهای ویروسی ، حاد و بسیار مسری پرندگان جوان میباشد که هدف اولیه آن بافت لنفاوی بوده و از سوی دیگر ، بورس فابریسیوس ( Cloacal bursa ) را تحت تاثیر قرار می دهد . این بیماری برای نخستین بار در سال 1962 میلادی توسط Cosgrove شناسایی شد .
وی در ابتدا ، بیماری گامبورو را به (( نفروز پرندگان )) نسبت داد . دلیل آن نیز ضایعات کلیوی مشخص یافته شده در لاشه پرندگانی بود که بر اثر ابتلا به این بیماری تلف شده بودند . پس از نخستین شیوع این بیماری در ناحیه Gumboro , Delaware ، نام بیماری فوق به گامبورو تغییر یافت و از آن زمان تاکنون با این عنوان ، شناخته می شود .
اهمیت اقتصادی این بیماری ، از دو جهت حائز اهمیت میباشد . نخست آن که سویه هایی از ویروس عامل این بیماری ، توانایی آن را دارند که سبب تلفاتی بیست درصدی در جوجه هایی با سن 3 هفته یا بیشتر ، شوند . اما نکته دوم که از اهمیت به مراتب بیشتری نیز برخوردار است ، تضعیف ایمنی جوجه های درگیر با این بیماری در سنین پائین میباشد .
از جمله مشکلاتی که به واسطه تضعیف ایمنی ایجاد میشوند ، می توان به درماتیت گانگریونی ،Inclusion body hepatitis – anemia Syndrome ، درگیری با E.Coli و شکست واکسیناسیون ، اشاره نمود .
حفاطت جوجه های جوان در برابر درگیری اولیه با این بیماری ، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار میباشد . به طور معمول ، حفاظت اولیه جوجه ها در برابر بیماری گامبورو از طریق آنتی بادی های مادری انتقال یافته به جوجه های تازه تفریخ شده ، حاصل می گردد . از سوی دیگر ، بر اساس تحقیقات به عمل آمده ، مشخص شده است که ویروس عامل این بیماری ، بر انسان و سلامت عمومی تاثیرگذار نیست .
کنترل و پیشگیری :
اگرچه همه گیر شناسی بیماری گامبورو به طور کامل مزالعه نشده است ، ولی این نکته به اثبات رسیده که ارتباط با پرندگان درگیر و مواد آلوده ، به سرعت سبب انتشار بیماری می گردد . مقاومت نسبی این ویروس در برابر بسیاری از عوامل فیزیکی و شیمیایی این احتمال را قویا تائید می کند که عامل بروز بیماری گامبورو ، توانایی آن را دارد که از گله بیمار به گله حساس منتقل گردد .
اقدامات بهداشتی که در جهت پیشگیری از شیوع اکثر بیماری های طیور مورد استفاده قرار می گیرند را میتوان با شدت و دقت بیشتری در مورد این بیماری ، به کار بست .
محققین تاکنون عوامل دیگری ( پشه ها ، سگ ها و جوندگان ) را نیز در مورد انتقال این بیماری ، مورد بحث و بررسی قرار داده اند . از نتایج این تحقیقات ، میتوان اینگونه برداشت نمود که عوامل یاد شده ، سبب بروز و تعدد مشکلات موجود در پیشگیری و کنترل این بیماری می شود .
رویه های مدیریتی :
در گذشته و قبل از گسترش سویه های مختلف واکسن تخفیف حدت یافته ، بیمار نمودن عمدی جوجه ها در سنین پائین ، به منظور کنترل بیماری گامبورو مورد استفاده قرار می گرفت . چنین اقدامی به طور معمول ، در مزارعی پیشنهاد می شد که سابقه درگیری با این بیماری را در پرونده خود داشتند .
از سوی دیگر ، این نکته را نیز بایستی مد نظر قرار داد که جوجه ها در حالت عادی واجد آنتی بادی های مادری میباشند که آنها را تا مدتی مصون می نماید .
این در حالیست که جوجه هایی با سن کمتر از دو هفتگی ، هیچپونه نشانه کلینیکی IBD را بروز نمی دهند . پس از تاثیرات سرکوب گر ایمنی درگیری زودهنگام با بیماری بورس عفونی پرندگان به اثبات رسید ، رویه های کنترل این بیماری با استفاده از سویه های حاد ویروسی ، با استقبال کمتری مواجه گردید .
در بسیاری از مزارع پرورش طیور ، پیش بینی برای پاکسازی و ضدعفونی مزرعه در بین دو دوره اندیشیده نشده است ( ساختمان ، تمامی مواد و تجهیزات ) . تحت چنین شرایطی و با توجه به طبیعت مقاوم این ویروس ، بیماری در مزرعه باقی مانده و سبب درگیری زودهنگام جوجه ها در ابتدای دوره بعدی پرورش خواهد شد .
ایمنی زایی :
ایمنی زایی در جوجه ها از اصلی ترین روشهای کنترل IBD در گله های طیور است . از جمله مهمترین مسائل در این زمینه میتوان به ایمن سازی گله های مادر اساره نمود که به ایمنی مادری در نتاج ، منتهی می گردد . این آنتی بادی های مادری ، جوجه ها را از بیماری های سرکوب گر ایمنی در سنین پائین ، محافظت می نماید .
بطور معمول ، آنتی بادی های مادری جوجه ها را به مدت یک تا سه هفته محافظت می کند . این در حالیست که به نظر میرسد با افزایش و تقویت ایمنی در گله مادر ، با استفاده از واکسنهای روغنی ، ایمنی غیرفعال ایجاد شده نیز افزایش یافته و نتاج تا 4 یا 5 هفتگی در برابر این بیماری ، ایمن میباشند .
دغدغه اساسی در ایمن سازی جوجه های جوان ، تخمین زمان مناسب واکسیناسیون میباشد . اگرچه بایستی این نکته را به خاطر داشت که زمان فوق به سطوح آنتی بادی مادری ، راه واکسیناسیون و حدت ویروس واکسن بستگی دارد .
به منظور تدوین برنامه ایی برای واکسیناسیون موثر ، مدیریت و استرس های محیطی از جمله مواردی میباشند که بایستی مدنظر قرار داد .
پایش سطوح آنتی بادی گله مادر یا نتاج آنها از جمله مواردی است که میتوان در جهت تخمین زمان مناسب واکسیناسیون به کار بست . این نکته را بایستی به خاطر داشت که اگرچه ، بین تیتر ۀآنتی بادی آنها همبستگی وجود دارد ، نتایج آزمایشات VN و ELISA در مواردی ممکن است تاریخ های متفاوتی را برای واکسیناسیون گله پیشنهاد دهد .
بنابراین ، باتوجه به مطالب یاد شده ، مشخص میشود که محاسبه تاریخ های واکسیناسیون برای گله های مختلف متفاوت بوده و باتوجه به شرایط ذکر گردیده ، قابل محاسبه است .
در حال حاضر ، واکسنهای زنده زیادی بر اساس حدت و تنوع آنتی ژنی ، در دسترس میباشند . طبقه بندی واکسن هایی که در حال حاضر در ایالات متتحده وجود دارند ، بر اساس حدت میباشند . تحت چنین شرایطی ، واکسنهای فوق عبارتند از :
Mild .
Mild Intermediate .
Intermediate .
Intermediate Plus .
Hot .
از سوی دیگر ، واکسنهایی نیز در دسترس میباشند که شامل واریانتهای Delaware به تنهایی و یا همراه با واریانتهای کلاسیک میباشند .
سویه های با حدت بالا ، متعادل و غیر بیماری زا نیز به خوبی از سد تیتر مادری 1:500 ، 1:250 و کمتر از 1:100 ( آزمایش VN ) خواهند گذشت . سویه های Intermediate به لحاظ حدت متفاوت بوده و میتوانند سبب آتروفی بورس و سرکوب ایمنی جوجه های یکروزه عادی و سه هفته spf شوند .
درصورتیکه تیتر آنتی بادی های VN مادری کمتر از 1:1000 باشند ، جوجه ها را میتوان به وسیله تزریق سویه های غیربیماری زای این ویروس ، واکسینه نمود .
برخی از انواع ویروس های واکسن ، در تیموس ، طحال و بورس تکثیر یافته و به مدت دو هفته در آنجا باقی خواهند ماند . پس از کاتابولیزه شدن آنتی بادی های مادری ، نخستین پاسخ آنتی بادی به ویروس واکسن ، شکل می گیرد .
در یک مطالعه تحقیقاتی ، پژوهشگران با استفاده از واکسن ساخته شده از سویه Intermediate Plus و باقی مانده آنتی بادی IBDV قبل از تزریق ، موفق شدند تا درجاتی از ایمنی زایی را در حضور آنتی بادی های مادری در جوجه های یکروزه ایجاد نمایند .
واکسنهای کشته روغنی را عموما در جهت تقویت و افزایش زمان ایمنی گله های مادر ، به کار می برند . برخی از محققین پیشنهاد کرده اند که محتوای آنتی ژنی آنها را میتوان به صورت کمی و با تخمین VP2 و VP3 موجود در واکسن ، به وسیله AC-ELISA محاسبه نمود .
اگرچه استفاده از واکسنهای کشته برای ایجاد ایمنی اولیه در جوجه های جوان ، عملی نیست به هر حال ، گزارشاتی مبنی بر استفاده از یک دوز آنها در جوجه های جوان گوشتی یا تخمگذار یک تا ده روزه ، گزارش شده است . آن دسته از واکسنهای روغنی که به وسیله ویروسهای زنده ، پرایم شده باشند تاثیرپذیری بیشتری را در جوجه ها بر جای خواهند گذاشت .
در حال حاضر ، امکان آن وجود دارد که واکسنهای روغنی شامل هر دو سویه عادی ( استاندارد ) و واریانت ویروس عامل بیماری گامبورو باشند . آنتی بادی گله های مادر را میتوان به عنوان ملاکی برای ارزیابی تاثیر و ماندگاری آنتی بادی واکسیناسیون در نظر گرفت .
اخیرا ، نظریه های جدیدی نیز به منظور واکسیناسیون جوجه ها در برابر IBD و سایر عوامل بیماری زا ، مطرح شده است . از جمله چنین نظراتی میتوان به واکسیناسیون داخل جنینی پرندگان در روز 18 دوره انکوباسیون ، اشاره نمود .
تکنیک واکسیناسیون داخل جنینی از جمله روشهای بسیار مشکلی میباشد که راهی مناسب را برای واکسنها در جهت عبور از آنتی بادی های مادری و ایجاد پاسخ ایمنی اولیه ، معرفی نموده است . مواد تزریق شده نیز شامل واکسن زنده IBD به تنهایی یا در ترکیب با آنتی بادی های ضدویروس عامل بیماری گامبورو در قالب نوعی کمپلکس ایمنی میباشند .
مکانیسم واکسیناسیون داخل جنینی ، تاکنون روشن نشده است . تزریق تجربی داخل جنینی واکسن اینترمدیت IBD به تنهایی ، سبب بهبود سریعتر ضایعات بورس در مقایسه با واکسیوناسیون پس از تفریخ میشود . این در حالیست که ایمنی ایجاد شده توسط این روش نیز از درجه کیفی مناسبی برخوردار میباشد .
Jurissen مکانیسمی از واکسن کمپلکس ایمنی را معرفی نمود که در ارتباط با سلولهای دندریتی فولیکولی طحال و بورس بود . واکسیناسیون داخل جنینی و پس از تفریخ نیز اخیرا توسط Negash و همکاران مورد بازبینی و بررسی مجدد ، قرار گرفته است .
پیشرفتهای صورت پذیرفته در بیوتکنولوژی نیز سبب بوجود آمدن نسلی جدید از واکسنها شده است . البته بایستی این نکته را مد نظر قرار داد که اکثریت واکسنهای فوق ، در مراحل آزمایشگاهی به سر میبرند .
تولید واکسنهای IBD اکثرا با استفاده از baculovirus یا مخمرهای پروتئینی بوده و در روند تولید آنها از حامل ویروس Semliki استفاده میشود . در مطالعات متعددی این نکته گزارش شده است که VP2 نوترکیب به دست آمده از baculovirus به صورت تجاری در مزارع پرورش مادر گوشتی مورد استفاده قرار می گیرد . ایمنی حاصل از چنین واکسنهایی ، به نتاج نیز منتقل می گردد .
اخیرا نیز Pitcovski و همکاران ، نوعی واکسن روغنی را معرفی نموده اند که بر پایه آنتی ژن VP2 تغلیظ شده نوترکیب تولید شده در مخمر Pichia Pastories میباشد . این واکسن ، سطوحی حفاظتی را شبیه به واکسن کشته IBD که در مزارع پرورش طیور گوشتی اسرائیل مورد استفاده قرار می گیرند ، ارائه می نماید .
واکسیناسیون DNA نیز از جمله روشهایی است که هنوز در مراحل آزمایشگاهی به سر می برد . این نوع واکسن نیز بر اساس پلاسمیدهای ارائه شده توسط ژن پلی پروتئین و یا ژن VP2 میباشد . با تزریق متعدد پلاسمید DNA ، سطوح بالایی از حفاظت در برابر این بیماری ، مشاهده شده است .
تلاشهای بسیاری زیادی در جهت افزایش تاثیرپذیری واکسن های DNA بیماری گامبورو صورت پذیرفته است . عمده این تلاشها از طریق مدیریت و بکارگیری مجدد ژنهای اینترلوکین یا اولیگودئوکسینوکلوئوتیدهای شامل موتیف های دی نوکلوئوتید غیرمتیله CpG ، بوده است . سایر اقدامات نیز شامل تغییر نحوه تجویز واکسن و راه ورود آن ، بوده است .
در نهایت نیز بهره گیری از ایمنوژنهای IBDV ، گزارش شده است . از جمله موارد یاد شده می توان به ویروس بیماری آبله ، هرپس ویروس بوقلمون ( HVT ) ، ویروس عامل بیماری مارک ، ویروس CELO و ویروس عامل بیماری نیوکاسل ، اشاره نمود .
سایر ویروسهای واکسنهای نوترکیب نیز شامل آن دسته از واکسنهای IBDV می باشند که در جهت گسترش طیف اثر آنتی ژنی و آنتی بادی ها ، ساخته شده اند . تنها واکسن نوترکیبی که به ثبت رسیده است ، از HVT حاص شده و پاسخ آنتی بادی ضد IBDV فعال را ارائه می دهند .
تحت چنین شرایطی ، سطوح بالایی از آنتی بادی های مادری به دست خواهند آمد . در حال حاضر ، قادر نیستیم تا برنامه ایی جهانی را برای واکسیناسیون برعلیه این بیماری ارائه دهیم . دلیل آن نیز ، وجود تفاوت هایی در ایمنی مادری ، مدیریت و شرایط موجود میباشد . در صورتیکه به سطوح بالایی از ایمنی مادری دست یابیم و رخداد این بیماری در مزارع کاهش یابد ، احتمال آن می رود که از واکسیناسیون گله های گوشتی بی نیاز شویم .
زمان واکسیناسیون با استفاده از واکسنهای مختلف Intermediate و خفیف ، از 7 روزگی تا 2 یا 3 هفتگی ، متفاوت است . در صورتیکه قصد واکسینه نمودن جوجه های گوشتی را در یکروزگی داریم ، واکسن IBDV را میتوان از راه تزریق و همراه با واکسن بیماری مارک ، تجویز نمود .
واکسیناسیون پرندگان جایگزین مزارع مادر ضروری بوده و بسیاری از تولیدکنندگان ، پرندگان را در سن 10 تا 14 هفتگی زندگی و با استفاده از واکسنهای زنده ، واکسینه می کنند . واکسنهای روغنی کشته را به طور معمول در سن 16 تا 18 هفتگی تجویز می کنند . در صورتیکه نتایج پایش آنتی بادی های گله های مادر حاکی از کاهش چشمگیر تیتر پرندگان باشد ، واکسیناسیون مجدد ، ضروری خواهد بود .
استفاده از محدودیت طول قطعات ژن VP2 ویروس عامل بیماری گامبورو ، ابزاری قوی از دید همه گیر شناسی خواهد بود . بر اساس تحقیقاتی که توسط Jackwood و Sommer صورت گرفته است ، 5 گروه ملکولی از 13 ویروس واکسن و 5 جدایه از ایالات متحده ، مشخص گردیده است .
از سوی دیگر ، همین محققین ، بیش از 81 سویه را از سراسر جهان شناسایی کرده و 16 گروه ملکولی دیگر را نیز معرفی نموده اند .
باتوجه به نتایج یاد شده میتوان این نکته را دریافت که استفاده از چنین تکنیکی به شناسایی سویه های ویروس ، کمک شایانی می نماید . این در حالیست که روش فوق ، توانایی تمییز تفاوتهای آنتی ژنی ویروس را نداشته و بنابراین ، بیانگر خصوصیات ایمنی زای واکسن ، نخواهد بود .
منبع :
Disease Of Poultry , 12Th Edition .