جستجوی پیشرفته

   
 
Home ثبت نام پرسشهاي متداول ليست اعضا گروههاي کاربران  
 
 
براي تغيير زبان صفحه كليد EN/FA از كليد Scroll Lock بر روي صفحه كليد استفاده نماييد.
فهرست بيماريهاي دام هاي بزرگ مخمرها در تغذيه گاوهاي شيري
نمايش پستها:   
      تمام زمانها بر حسب GMT + 4 Hours مي‌باشند  
  ارسال موضوع جديد  پاسخ دادن به اين موضوع

7 اسفند 1386 - 17:51
نويسنده پيام
DVM
كاربر بسيار فعال
كاربر بسيار فعال


عضو شده در: 29 بهمن 1385
پست: 437

عنوان: مخمرها در تغذيه گاوهاي شيري پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول

مقدمه

اینكه برخی عوامل تغذیعه ای مثل فاكتورهای محرك رشد[1] و آنتی بیوتیك ها باعث بهبود رشد و عملكرد تولیدی دام می شوند توجه متخصصین را به تغذیه مستقیم میكروارگانیسم ها2 معطوف داشته است كه از جمله مخمرها می باشند.

مخمرها قارچ هایی تك سلولی و كموسنتتیك اند3 . دارای بیش از 50 جنس مختلف و شامل 600 گونه می باشند در حالی كه از این بین تنها سه جنس كاربرد تجاری دارند .

اغلب دارای اشكال بیضوی ، كروی و استوانه ای بوده و پوسته خارجی آنها در سلولهای پیر سخت می گردد . سابقه استفاده از مخمرها در تغذیه دام به بیش از پنجاه سال می رسد .

از مخمرها به عنوان منبع غنی پروتئینی و منبع غنی از ویتامین های گروه ب در صنعت غذایی طیور ، آبزیا ن و نشخوار كنندگان استفاده می شود . بسته به محیطی كه مخمر در آن رشد می كند در صد پروتئین دیواره مخمر تا 40 درصد ماده خشك نیز می رسد] .[1 منبع پروتئینی مخمری از لحاظ اسید آمینه متیونین فقیر هستند و به جز متیونین برای سایر اسید آمینه های ضروری منبع خوبی می تواند به حساب آید]2[.

اثرات متابولیكی این تك سلولیها در دستگاه گوارش دام و طیور علاوه بر ارزش غذایی آن ها به عنوان منبع ویتامینی و پروتئینی ، كاربرد این ریز ذره ها را افزایش داده است .



تقسیم بندی مخمرها :

همانگونه كه گفته شد تنها سه جنس از مخمر كاربرد تجاری دارند . این سه جنس به ترتیب اهمیت عبارتند از :

1- ساکارو مایسیز 1 2- کاندیدا 2 3- کلویورو مایسیز 3 .

مهمترین مخمرهای تجاری ساکارو مایسیز سرویسیا (sahacharomyces servicia ) می باشد كه به عنوان مخمر تولید الكل ، مخمر تولید نان و مكمل مخمری تغذیه ای كاربرد فراوان دارد.

در طبقه بندی مخمرها را به دو دسته آكتینومیست 4 و دیوترومیست ها 5 تقسیم بندی می كند. اكتینومیست ها را مخمرهای حقیقی 6 و دیوترومیست ها را مخمرهای غیر حقیقی 7 می نامند. مخمرها بر خلاف قارچ ها ریسه(هیف) ندارند، دارای دیواره زخیمی بوده و اندازه سلولی متفاوتی دارند. در عرض بین 2/ 5تا2/10 میكرون و در طول بین 5/4 تا 21 میكرون پراكندگی دارند .

این اندازه ها برای S.cervica به ترتیب5و10 میكرون است .علاوه بر این بر اساس فعالیت مخمرها آنها را به دو دسته فعال و غیر فعال تقسیم بندی می كنند .نوع فعال مخمر ها در تولید الكل، آبجوسازی و سایر مصارف و نوع غیر فعال آن كه غیر تخمیری اند مصارف غذایی دارند.

نوع فعال مخمرها می تواند به سه شكل فشرده8 ، خشك فعال9 وخشك فعال آنی10 تولید می شوند ]2[.

تولید مثل مخمرها :

تولید مثل مخمرها از راه جوانه زنی است . برخی مخمرها (قارچ های تك یاخته ) از طریق شكافت 11 تولید مثل می كنند ]1[ . در شرایط خوب زیستگاهی( محیط رشد) 5/1 تا2 ساعت وقت لازم است تا یك مخمر تشكیل جوانه بدهد و این زمان برای سلول های پیر تر طولانی تر است .

برخی گونه های مخمری می توانند با تشكیل آسكوسپور(Ascospore) به طریق جنسی تولید مثل كنند . برای این منظور شرایط با ثبات محیطی لازم است ]2[.

متابولیسم انرژی مخمرها

مخمرها بخشی از انرژی خود را از مسیر غیر هوازی (تخمیر) و بخشی از انرژی مورد نیاز را از مسیر هوازی تأمین می كنند .

1- تخمیر بی هوازی1: در این نوع تخمیر مسیر گلیكولایزیر و مسیر هگزوزمونوفسفات دو راه مهم به حساب می آیند .

در این نوع واكنش كه به طور شماتیك پیش ماده و محصولات آن نمایش داده شده اند تنها 14 كیلوكالری (معادل25 درصد) انرژی اولیه به صورت ATP ذخیره می شود.

Glucose Pyrovate Acetaldehyde + CO2+NADH2 NAD+Alcohl [Ethanol amine]+2ATP

C6H1206 2CH5OH+2CO2+2ATP+56Kcal

مسیر هگزوز مونو فسفات تنها50 درصد انرژی خالص مسیر گلیكولایزیز را تولید می كند . محصول این مسیر تولید NADPH2 است كه در مسیر هوازی برای تولید كارآمدتر ATP به كار می رود:

1 Glusose -6-P 6 CO2 +12NADPH2

2- مسیر هوازی2 : ورود پیروات حاصل از مسیر غیرهوازی به چرخه كربس است :

Pyrovate ACOA TCA Cycle

تولید سلول مخمری با مسیر متابولیزم هوازی 10-5 برابر نسبت به مسیر تخمیر افزایش عملکرد نشان داده است ]2[ .

محیط مناسب فعالیت :

محیط مناسب فعالیت مخمر ها ، محیط هوازی است و مسلما همچون سایر میكروارگانیسم ها درجه حرارت، PH و مواد مغذی اختصاصی خود را می طلبد: به عنوان مثال PH و درجه حرارت ایده آل برای فعالیت S.cerviciae به ترتیب 5/4 و 300 C است. تولید انبوه مخمرها در محیط های كشت صنعتی صورت می گیرد . محیط های تخمیر شامل محیط كشت آغازین 1انتخاب شده بر اساس مشخصات خاص مخمر است .مخمرها نسبت به باكتریها بهتر می توانند در محیط های كشت تجاری باقی بمانند .

مخمرها محصولاتی چون نوكلئوتید ها ، آمینواسیدها ، فاكتورهای رشد و آنزیمها را به محیط كشت ترشح می كنند]2[. در شرایط بی هوازی شكمبه تا 48 ساعت بعد از تغذیه فعالیت مخمرها از روی اندازه گیری اتانول تولیدی آنها نشان داده شده است ]5[ . پس از تغذیه تعداد سلولهای حیاتمند مخمر در شكمبه گوسفند با سرعت 6/18 در صد در ساعت(18. 6 %/h) افت پیدا كرده اند ]5[.

سابقه مصرف:

در آزمایشات بررسی اثر مخمر در تغذیه ، از خود مخمر به طور مستقیم یا از محیط كشت مخمری حاوی یا فاقد مخمر و یا عصاره مخمری 2استفاده می شود . گاهی همراه با مخمر از قارچها نیز به صورت توام در آزمایش استفاده میشود( مثلا آسپرژِلوس اورایزا3 ). زمینه برخی آزمایشات In-vitro و برخی In-vivo بوده است . مطالعات In-vivo بطوركلی مشكلتر و حساستر و محتاج به دقت بسیار بالایی می باشند.تحقیقات اولیه در مورد مخمر در ابتدا متوجه منبع پروتئینی بودن آن بوده است ]2[.

نمونه و مثال:

●اسبورن و همكاران در سال 1919 یاد آورده شدند كه موش های تغذیه شده با مخمرآبجو4 در حد 30 تا 40 درصد جیره به عنوان منبع انحصاری پروتئین و ویتامین های محلول در آب تا اندازه طبیعی رشد داشته اند ]2[.

●ریتزمان دریافت كه پروتئین مخمر در گاوها بسیار قابل هضم بوده است (ضریب قابلیت هضم ظاهری 85%)]2[.

●توسیک (1949) عنوان كرد كه عصاره مخمر در حفظ دوباره اشتها و اضافه وزن در گوسفندانی كه اشتهایشان با جیره علوفه ای خراب شده بود مؤثر بوده است]2[.

●روف و همكاران (1953) دریافتند كه اضافه سازی مخمرزنده خشك یا مخمر اتوكلاو شده به محیط In-vitro هضم سلولزرا تحریك كرد ]2[. در یكی از اولین گزارشات تغذیه بافت زنده مخمری به حیوانات نشخوار كننده Lassiter و همكاران (1985) اثرات افزودن مخمر به جیره گاوهای شیری را بر تولید و تركیب شیر بررسی كردند]2[. به هر حال سابقه تحقیق در استفاده مخمر به عنوان یك فاكتور تغذیه ای تاكنون روند تكاملی خود را پیموده و می پیماید اینك محققین در تحقیقات خود فاكتورهای گوناگونی را برای بررسی مد نظر قرار داده اند.

اثرات مخمرها:

آزمایشات گوناگون اثرات متنوعی را از تغذیه مخمرها گزارش كرده اند.افزودن مخمر به جیره می تواند منجر به افزایش تولید شیر، افزایش اضافه وزن بدن، افزایش مقدار خوراك و بهبود عملكرد تغذیه ای گردد و در سطح دستگاه گوارش تغییرPH ، تغییر نسبت مولی اسید های چرب فرار شكمبه ای، افزایش قابلیت هضم مواد مغذی، كاهش تولید آمونیاك در شكمبه ، تغییر جمعیت میكروبی شكمبه ای و تغییر جریان مواد مغذی از شكمبه به دو نوم را می توان از اثرات متابولیكی مخمرها ذكر كرد. آنچه كه از مطالعه ای گذرا از منابع و مقالات در این مورد دستگیر می شود یكسان نبودن و گوناگون بودن نتایج است . به نظر می رسد برخی عوامل بر نوع پاسخگویی دام به مكمل مخمری اثر گذار باشد . كه میتوان

سویه مخمر بكار گرفته شده در آزمایش ، نوع جیره و نحوه تغذیه مخمر به دام ، نوع علوفه ، نسبت علوفه به كنسانتره در جیره ( مقدار كربوهیدرات جیره) و شرایط فیزیولوژیك دام ( به عنوان مثال دوره شیردهی) و شرایط محیط منطقه را برنوع واكنش بدست آمده اثر گذار دانست.

یون1و استرن ]9[ از آزمایش Gomes وhuber عنوان کرده اند که در ایالت آریزونا از تغذیه آسپرژیلوس اورایزا2 جواب مثبتی در آزمایش بدست آمده است (افزایش قابلیت هضم فیبر در شكمبه دستگاه گوارش) و با توجه به استرس رطوبتی و حرارتی منطقه آریزونا چنین نتیجه گرفته اند كه احتمالا دام در شرایط استرس پاسخ بهتری به تغذیه مخمرها خواهد داد .

با استرسهای دیگر حاکم بر دام مثل دوره تولیدی بعد از زایش یا مرحله قبل از زایش هم این نتیجه مشاهده گردیده است و یا حتی در استفاده ار مخمردر تابستان نتایج بهتری نسبت به استفاده از مخمر در پائیز به دست آمده است ]2[.

برخی آزمایشات تغذیه مخمر را در دوره طولانی تری انجام داده اند به این امید كه بهترین زمان تغذیه مخمر ها را دریابند . به عنوان مثال سودر و هولدن1 تغذیه مخمر Sicerdiclae را از 28 روز قبل از زایمان تا 13 هفته بعد از زایمان ادامه داده اند . نتایج این آزمایش برای صفات متفاوت در اشكال 1تا 4 نشان داده شده است . نتایج برای تیمار های مختلف در طول دوره آزمایش معنی دار نبوده است . در این آزمایش بیشترین اثر تغذیه مخمرها برای گاوهای اویل تولید ذكر شده است . استفاده از مخمر نشان داده است که در گاوهای پر تولید، تولید شیر و افزایش درصد چربی شیر را بیشتر از گاوهای كم تولید ، تحریك می كند .

به همین ترتیب در جیره هایی كه نسبت كنسانتره به علوفه در آنها 60 به 40 بوده است در مقایسه با جیره هایی كه نسبت كنسانتره به علوفه در آنها 50 به 50 بوده نتایج بهتری بدست آمده است .
مخمر زنده و یا جسد متلاشی شده مخمر در دستگاه گوارش (شكمبه یا روده ) می تواند یك منبع فراهم آورنده اسید های آمینه ، اسید های نوكلئیك و ویتامین ها برای میكروبهای شكمبه ای دام باشد ]2[.

نحوه عمل مخمرها :

اینكه مخمرها اثرات خود را از چه طریقی اعمال می كنند ، مورد بحث است . این فرضیه می تواند صادق باشد كه هر گونه مخمری اثرات خاص خود را دارد چنانكه Callaway و

صفات تحت بررسی:

مقالا ت مختلف فاكتورهای مختلفی را بررسی كرده اند. قابلیت هضم ظاهری و حقیقی مواد مغذی (انرژی – پروتئین كربوهیدرات ، نیتروژن ، فیبر(NDF,ADF) ، تغییرات جمعیتی میكروبی شكمبه ، تغییرات گازهای تولیدی( (NH3,CO2,CH4 ، تغییرات سنتز پروتئین میكروبی، تغییرات در میزان موادمغذی شكمبه به دوازدهه (مخصوصا نیتروژن ) ، تغییر در مقدارخوراك روزانه(DMI)

2تغییرات در مقدار تولید روزانه (شیر با گوشت ) ، درصد چربی شیر و برخی صفات چون طعم و بو و پایداری محصولات تولیدی از صفات تحت بررسی این آزمایشات اند .

مقدار خوراك روزانه DMI :

آزمایشات مختلف عموما افزایش مقدار خوراك روزانه را در اثر تغذیه مخمر گزارش كرده اند .

در آزمایش آقای كالاوی و مارتین3 ]4[ با ثابت بودن حجم مایع شكمبه ای ، سرعت رقیق شدن4 كاهش پیدا كرد. در برخی آزمایشات كه قابلیت هضم مواد مغذی تفاوتی حاصل نكرده ولی مصرف ماده خشك زیاد شده است به نظر می رسد كه مكانیزم دیگری برای افزایش مصرف ماده خشک وجود داشته باشد .

در آزمایش كالاوی و مارتین]4[ كاهش سرعت رقیق شدن منجر به كم شدن جریان ماده خشك به دونوم و كم شدن جریان نیتروژن اندوجنوسی به دونوم شده است . كم شدن سرعت رقیق شدن در آزمایشاتی كه هضم مواد آلی (Organic Matters) هم زیاد شود تحویل مواد آلی به دونوم را هم محدود می كند .
علاوه بر نحوه تغییر سرعت رقیق شدن خوشخوراك شدن جیره در اثر مكمل سازی مخمر هم می تواند مكانیسمی دیگر برای تغییر مصرف ماده خشک باشد ]2[.

گلوكز:

متأسفانه گلوكز بیشترین تجزیه را در شكمبه از سوی میكرو ارگانیسم های آن می پذیرد . كارایی از جذ ب مستقیم گلوكز بسیار بیشتز از جذب متابولیت های حاصل از آن نظیر اسید های چرب فرار خواهد بود . در آزمایش كالاوی و مارتین ]4[ با افزایش بافت كشت تصفیه شده مخمری ، جذب گلوكز توسط سه گونه باكتریایی تمایل به كاهش نشان داده است . بیشترین مقدار بافت كشت مخمری تصفیه شده كه به محیط آزمایش اضافه شد (5درصد نسبت به یك درصد) تا حد 53 درصد از جذب گلوكز توسط سلنوموناس رومیننشیوم1 جلوگیری كرده است . در این آزمایش مقدار گلوكز خود بافت كشت محاسبه و اندازه گیری نشده است .2

اسید های چرب فرار:

بدیهی است تغییر جمعیت میكروبی باعث تغییر محصولات نهایی حاصل از آنها می گردد. تغییر اسید های چرب فرار تولیدی از چند لحاظ با اهمیت است :

اول: از لحاظ درصد چربی شیر با توجه به تغییر نسبت استات به پروپیونات A.A/P.A

دوم : از لحاظ اینكه اسید های چرب فرار تولیدی بر مقدار خوراك اثر گذارند و

سوم: از این لحاظ كه برخی اسیدهای چرب به عنوان ماده مغذی مورد نیاز برخی دیگر باكتریها هستند . به عنوان مثال اسیدهای چرب شاخه دار مورد نیاز آمیلولایتیك ها( Bacteroides Amylophilus) و سلولولایتیك ها Bacteroides. Succinogenes یا (Ruminococcus.sp می باشد و یا لاكتیك اسید مورد نیاز سلنمونادها می باشد( (Sel. Ruminantium.

با تغیییرمقدار این تولیدات تأمین این نیاز ها تحت تأثیر قرار گرفته كه خود می تواند علاوه بر تغییر PH كه عامل مهمتری است راهی جهت تغییر جمعیت میكروبی باشد .

در آزمایش كانگ و همكاران1 ]5[ به روش Invitro ، وجود مخمر در مایع شكمبه ای باعث تولید كمتر والریت (اسید چرب شاخه دار) گشته در حالی كه غلظت كل اسید های چرب فرار ثابت بوده و یا در آزمایش یون و استرن ]9[ همراه سازی قارچ با مخمر [ آسپرژیلوس اورایزا + ساکارو مایسیز سرویسیا] باعث تولید ایزواسید كمتری شده است ولی نسبت [A.A] / [P.A] و [P.A]و [A.A] در تمام تیمارها با گروه كنترل یكسان بوده است* .





نیتروژن :

مطالعه بر روی نیتروژن در قالب ساختمان اسید آمینه ای یا گاز آمونیاك و بطور كلی اجزای حاوی نیتروژن می باشد . قابلیت هضم و خروجی این اجزا از شكمبه به دودنوم و مقدار سنتر پروتئین میكروبی و یا تولید گاز آمونیاك اندازه گیری می شوند .

عدم افزایش سنتر پروتئین میكروبی توسط افزودن مخمر ]7[ و افزایش سطح نیتروژن غیر آمونیاكی غیر میكروبی2 (NMNAN) در برخی مقالات گزارش گردیده است ]7[ . در برخی آزمایشات الگوی اسید آمینه ای رسیده به دودنوم نسبت به گروه شاهد تغییر معنی داری حاصل نكرده است ]7[.

درآزمایش پوتمان و همكاران غلظت اسیدهای آمینه، تحت تأثیر تیمار مخمر در جیره قرار نگرفته كه در این مورد گلاسیین استثتا است ]7[ بطور كلی افزایش قابلیت هضم مواد آلی و مخصوصا پروتئین خام در شكمبه باعث كمتر شدن جریان نیتروژن به روده می شود .

بهبود الگوی اسید آمینه ای رسیده به دودنوم مورد دیگری است كه به آن توجه می شود. در آزمایش پوتمان و همكاران1 ]7[ این بهبود برای دو اسید آمینه متیونین و لایزین مشاهده شده است . این دو اسید آمینه ، جزء اولین اسید آمینه های محدود كننده تولید شیر هستند كه مقدار مورد نیاز این دو اسید آمینه به ترتیب 15 درصد برای میتونین و 5 درصد برای لایزین بصورت درصدی از كل اسید های آمینه رسیده به دودنوم محاسبه گردیده است . افزایش این دو اسید آمینه در آزمایش پوتمان به ترتیب برای میتونین ولایزین از 5/13 % به 5/14 % و از 5/4 % به8/5% بوده است .این بهبود می تواند بخاطر تغییر جمعیت میكروبهای شكمبه ای باشد . به این ترتیب افزودن مخمر به جیره هایی كه از لحاظ این دو اسید آمینه فقیرند مفید می باشد .

اثر برPH شكمبه ای :

به نظرمی رسد مهمترن اثر كلیدی مخمرها بر تغییرات متابولیكی شكمبه ، تغییر وشیف جمعیت میكروبی شكمبه با تغییراتPHمحیطی آن باشد . یكی از مكانیسم هایی كه برای این عمل بیان شده تحریكی است كه مخمر بر برخی از گونه های باكتریایی مصرف كننده اسید در شكمبه اعمال می كند . به عنوان مثال منبع شماره 4 و نیز منبع شماره 5 اثر تحریك كنندگی مكمل S.Cerviciaeبر باكتریهای سلنوموناد(Selenomonace Rominantium) را نشان داده است كه منجر به تحریك و افزایش مصرف اسیدلاكتیك گردیده است . آنچه جذب اسید لاكتیك توسط این باكتریها را زیاد می كند فراهم شدن اسید های آلی ، آمینواسیدها وویتامین های گروه B توسط مخمربرای این باكتری ها می باشد ]4[ .

مكانیسم تحریك مصرف اسید لاكتیك می تواند راهبردی جهت جلوگیری از بروز اسیدوزدر جیره های حاوی پركنسانتره باشد . هر چند توانایی مخمرها در این عمل محدود است .

هضم سلولز و سلوبیوز:

در برخی آزمایشات افزودن بافت مخمری به شكمبه تعداد باكتریهای سلولولایتیك و در برخی موارد هضم سلولز را افزایش داده است . در مطالعه كالاوی و مارتین ]4[ بجای افزایش مقدار هضم افزایش سرعت هضم مشاهده شده است . آزمایشات دیگر نشان می دهد كه بافت مخمر تصفیه شده 1 سرعت تجزیه سلولز را با دو فرم باكتریایی غالب هضم كننده سلولز یعنی رومینوکوکوس فلاویاسنس (Ruminococcus Flaveiacience) و فیبرو باکتر ساکسینوژن ( (Fibrobacter succinogenes بدون اثر بر مقدار هضم افزایش می دهد(4). برخی از آزمایشات افزایش ناپدیدی2 و تجزیه3 سلولز را با كاهشlagtime گزارش كرده اند كه با عث افزایش سرعت اولیه هضم می شود ولی بر مقدار هضم بی تأثیر است ]4[ . برخی عصاره های قارچی یافت شده اند كه حاوی آنزیم استراز بوده كه ممكن است هضم فیبر را بهبود بخشد ]6[.

افزودن توأم قارچ و مخمر:

قارچ ها در شكمبه جمعیت پروتئولایتیكی و سلولولایتیكی را افزایش داده اند در حالیكه مخمرها جمعیت پروتئولایتیكی شكمبه را افزایش داده اند .بطور كلی مكمل قارچی اثر كمی بر حمل مواد غذایی به روده و یا بر تخمیر شكمبه ای داشته است. جمعیت پروتوزوآهای مژك دار در آزمایش یون و استرن(Yoon & stern) كه كل جمعیت باكتریایی شكمبه در اثر اقزودن قارچ A.Oryzae افزایش پیدا كرده بود كاهش نشان نداد . همین نتیجه را در تحقیق دیگری آقایان نیوبولدNewbold و همكاران اومشاهده كردند و چنین نتیجه گیری كردند كه اثر هضمی قارچ بر فیبر به احتمال زیاد بیش از آنكه مربوط به یوكاریوت های جمعیت میكروبی باشد مربوط به تحریك باكتریایی شكمبه است . وجود اثرات تكمیلی یا هماهنگ (Synergistic effects) در تغذیه توأم مخمر با قارچ در مقایسه با تغذیه یكی از این دو به تنهایی گزارش گردیده است ]4[.



تهیه منبع مخمری:

مخمرهای مصرف شونده در امر تغذیه دام و طیور و آبزیان حاصل از روش های تولید گوناگونی اند . برخی مخمرها تنها به عنوان یك منبع پروتئینی1 بصورت تجاری تولید می شوند . برخی مخمرها در حقیقت محصول فرعی (By-product) از فرایند های تولید صنعتی تركیباتی چون آنتی بیوتیك ها ، ویتامین ها ، اسید آمینه های صنعتی و یا تركیباتی چون الكل و غیره می باشند .

احتمال باقی ماندن محصول اصلی این فرایند ها (الكل، آنتی بیوتیك ، ویتامین و غیره) همراه با این توده مخمری بسیاراست . در حقیقت به خاطر اینكه این توده مخمری باقی مانده از فرایندها تولید صنعتی مشكلات زیست محیطی ایجاد نكند راههای مصرفی چون مصارف تغذیه ای دام برای آن پیشنهاد شده است . معمولا این مخمرها بافتی مایع2 دارند و كم بودن درصد ماده خشك آنها از معایب آنها محسوب می شود .

بسانگ و همكاران3 ]3[ از نوعی از این مخمر كه حاصل از فرایند ریبوفلاوین سازی صنعت است در تغذیه گاوهای شیری استفاده كرده اند . طعم و مزه و پایداری شیر تولیدی حاصل از گاوها ی تغذیه شده با این مخمر از گروه شاهد بهتر بوده و رنگ زرد شیر نیز به انتقال ریبوفلاوین باقی مانده در این مخمرها از طریق شیر مربوط می گردد. در این مقاله بخاطر پایداری بیشتر نمونه های شیر احتمال داده شده است كه ریبوفلاوین نیز به عنوان یك عامل آنتی اكسیدان عمل می نماید.



نتیجه گیری :

بافت مخمری مورد استفاده در تغذیه دام ؛ برای اینكه اثرات متابولیكی خود را بگذارد باید زنده باشد و برای اینكه تغییرات متابولیكی حاصل از آن قابل مشاهده باشد بایستی بتواند مقدار 10 تا 100 برابر جمعیت گونه باكتریایی خاصی را تغییر دهد از آنچه تاكنون بحث شده نتایج كاربردی زیر را می توان ذكر كرد :

1-مناسبت استفاده از مخمرها در شرایط استرسicon_sad.gif گرما ، رطوبت هوا، مراحل قبل وبعد از زایش، فصل تابستان نسبت به پائیز) ]9و2[.

2- مناسبت استفاده از مخمرها در جیره هایی كه از لحاظ دو اسید آمینه Met و Lys فقیرند ]6[.

3- در جیره های پر پروتئین تر استفاده از مخمر در كاهش اوره خون اثر گذار است ]6[.

4- شاید نیترو‌ژن اوره شیر تحت تاثیر مخمر گنجانده شده در غذا واقع گردد ]9[.

5- به خاطر اثر مثبت مخمر در افزایش مقدار خوراك ، استفاده از مخمر قبل از زایمان و در ادامه تولید ( 30 روز قبل تا 8 هفته بعد از زایمان ) پیك تولید را بالاتر برده و این پیك زودتر كسب خواهد شد ]9[.

6- تركیبات محلول در آب بخصوص ویتامینهای گروه B توسط مخلوط باكتریهای شكمبه ای تولید می گردد. طوریكه مقدار تولید هم نیاز خود باكتری و هم نیاز دام را مرتفع می سازد . ولی اینكه آیا ویتامین سازی میكروبها برای تمام جیره ها ثابت است یا نه ناشناخته و مجهول است . مكمل سازی جیره با مخمر می تواند راهبردی مناسب و جالب برای این باشد كه در كل سیكل تغذیه ای ، تخمیر شكمبه ای را بهبود بخشد
مهدی الیاسی کارشناس ارشد تغذیه دام و طیور از دانشگاه صنعتی اصفهان و مسعود علیخانی دانشیار گروه علوم دامی –دانشگاه صنعتی اصفهان
 
      Back To Top  
   ارسال موضوع جديد  پاسخ دادن به اين موضوع

 
شما نمي توانيد در اين بخش موضوع جديد پست كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش ويرايش كنيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش حذف كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش راي دهيد


      Back To Top  

صفحه 1 از 1
   
Powered by Ardalan Online © 2004,2005
پشتيباني توسط : مؤسسه پارس نگار