|
| |
|
|
تمام زمانها بر حسب GMT + 4 Hours ميباشند
|
|
 |
19 مرداد 1384 - 19:26 |
 |
نويسنده |
پيام |
nima كاربر بسيار فعال

عضو شده در: 4 خرداد 1384 پست: 798
|
| عنوان: رفتار خدعه آميز در حيوانات |
|
|
موارد خدعه و فريب در طبيعت بسيار زياد است. از مارهاي بيخطري كه قيافه- شان سمي به نظر ميرسد تا دشمن احتمالي را بترساند، تا اركيدههايي كه به شكل زنبور ماده هستند تا زنبورهاي نر را به منظور گرده افشاني جذب كنند، تاجانوراني كه به شيوههاي خدعهآميز متوسل ميشوند تا از رقبا پيش بيفتند، همگي نمونههايي از مواردي هستند كه چيزها در طبيعت آنچه كه مينمايند نيستند.
نخستيها كه از ساختار اجتماعي پيچيده و پيشرفتهاي برخوردارند شيوه هاي ماكياوليستي پيشرفته اي را نيز در رفتار خود تكميل كردهاند.
خزانه بزرگ ترفندهايي كه اين جانوران به كار ميگيرند شامل، نرد عشق باختن مخفيانه و دور از چشم ديگران، پنهان كردن غذا از همجنسان و بالاخره آدرس دادن هاي عوضي.
به كار گيري اين شيوه هاي خدعه آميز نيازمند بهره داشتن از ماده خاكستري مغز است. "آندرو براين" و "ناديا كوپ" نخستي شناس از دانشگاه سنت آندروز در اسكاتلند در مطالعات خود نشان دادهاند هر چه اندازه كورتكس مغز نخستيها بزرگتر باشد آنها توانايي بيشتري براي فعاليتهاي خدعهآميز دارند.
كورتكس مغز كه بالاترين لايه مغز را تشكيل ميدهد مسوول فعاليتهاي شناختي پيشرفته است. اين مطالعات روشن ميسازد كه رفتارهاي خدعهآميز از امتياز تطوري براي رشد توانائيهاي ادراكي برخوردار بوده و به همين علت در طول فرايند تطور برقرار مانده و انتقال يافته است.
اما از سوي ديگر از آنجا كه هيچ كس نميخواهد سرش كلاه گذارده شود، حيوانات بايد راههايي براي جلوگيري از فريب خوردن پيدا كنند و آنها را دروني سازند.
زماني كه يك ميمون رزوس به غذا دست مييابد معمولا ديگران را صدا ميزند تا همه در آن شريك شوند. اما گاهي اوقات نيز ميمون ساكت ميماند و غذا را به تنهايي ميخورد.
"مارك هواسر" روان شناس از دانشگاه هاروارد مشاهده كرده كه اگر ميمونهاي رزوس محل غذاي مخفي شدهاي را كشف كنند اما آن را به ديگر ميمونها اطلاع ندهند و ميمونها از اين راز سر درآورند آنگاه تنبيه سختي در انتظار ميمون فريبكار خواهد بود. در چنين شرايطي ميمون با توجه به عواقبي كه در انتظارش است، شيوه فريبكاري خود را تعديل ميكند.
محققان معتقدند كه ميمون رزوس فاقد نوعي آگاهي است كه آدميان درباره اذهان ديگران دارند. به عبارت ديگر ميمون رزوس نميتواند تشخيص دهد كه ديگر ميمونها درباره او يا درباره امور ديگر چگونه ميانديشند و ديدگاهشان با ديدگاه او چه اندازه تفاوت دارد اما اين ميمون از رهگذر تجربه هاي عملي برخي تاكتيكها و مهارتها را براي استفاده در برخي از موقعيتها فرا ميگيرد.
اين نوع توانايي فريبكاري ريشهاي بسيار كهن دارد و در همه نخستيها ديده ميشود.
اين امر حكايت از آن دارد كه تاريخچه تطوري اين نوع شيوه خدعهآميز به دست كم ۵۰ميليون سال قبل باز ميگردد.
اما به اعتقاد محققان ميمونها نزديك به انسان نظير شمپانزه از توانايي براي تشخيص ذهن ديگر ميمونها و بنابراين برنامهريزي آگاهانه براي فريب دادن آنها برخوردارند.
اگر اين نظر درست باشد آنگاه بايد گفت كه ريشه اين نوع رفتار فريبكارانه كه در انسان به شكل كمال يافته تري ظاهر شده به ۱۲تا ۱۴ميليون سال قبل باز ميگردد. |
|
| |
|
|
شما نمي توانيد در اين بخش موضوع جديد پست كنيد شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش ويرايش كنيد شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش حذف كنيد شما نمي توانيد در اين بخش راي دهيد
|
|
|
|